پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۷۶۱

صبح دَم دوش برآورد منادی بلبل

هین که باز از تُتُقِ غنچه برون آمد گل

مطربِ زهره نوا ساقیِ خورشید لقا

خوش بود خاصه که بر طلعتِ گل نوشی مُل

نازکان سرخوش و برطرفِ چمن طوف کنان

مرغکان مست و در افکنده به بستان غلغل

وقت را باش به نقد و طمع از نسیه ببُر

دیرگاه است که این سیل ببرده ست آن پُل

بلبلِ شیفته از جرعۀ جامِ میِ شوق

مست باشد نه چو قمری ز شرابِ آمل

نروی در پیِ دل تا نشوی خوار چو من

هر که او در پیِ دل رفت در افتاد به کل

گر به شب طوق کنم زلفِ دل آرام به روز

شحنه بر گردنِ من گو به غرامت نه غل

دیده پیش است اگر خار گزاید ور نیش

سینه کردم سپر ار تیغ زند ور تاول

بر نزاریِ نزار این همه تشنیعِ رقیب

باغ بان برد گل و شیفته بر گل بلبل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶۳عشق آمد و برفت قرار و ثباتِ دل
  2. شمارهٔ ۷۶۴چند خواهم سوخت آه از دردِ دل
  3. شمارهٔ ۷۶۵ای دیده را به دیدنِ رویت قرارِ دل
  4. شمارهٔ ۷۶۶هیهات اگر به دستِ من استی زمامِ دل
  5. شمارهٔ ۷۶۷پیرانه سر ز دست بدادم عنانِ دل
  6. شمارهٔ ۷۶۸دوست می دارم به جانش در میانِ جان و دل
  7. شمارهٔ ۷۶۹ای دل آخر نشدی سیر ز محنت ای دل
  8. شمارهٔ ۷۷۰با تو پیوندست ما را از ازل
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.