پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۷

خنبِ من کوثرست و راحِ رحیق

گنجِ من کُنجِ خانۀ تحقیق

نفسم روح خاصه روحِ مسیح

خاطرم بحر خاصه بحرِ عمیق

سخنم دانه دانه دُرِ نفیس

لغتم نکته نکته رمزِ دقیق

نه غلط می کنم چه حاجتِ آن

که مقاماتِ خود کنم تصدیق

کارِ من نیست طم طراق نی ام

مردِ جنگ و جدل به هیچ طریق

من به خود نیستم کم از کم هیچ

هم مگر هم رهم شود توفیق

آرزو داشتم قناعت و بخت

در کنارم نهاده بی تعویق

کُنج کی خواهم و صراحی کی

ور بود یارَکی شریف و شَفیق

ساقیِ ساده بر ستیزه ی عام

میِ برّاق ریز در ابریق

جز به کشتن مده نزاری را

باش گو در محیطِ خنب غریق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴۹بر ما گر اعتراض کند مدّعی چه باک
  2. شمارهٔ ۷۵۰فسردگان چه شناسند قدرِ سورِ فلک
  3. شمارهٔ ۷۵۱عشق است فراخ و سینه‌ای تنگ
  4. شمارهٔ ۷۵۲مرا مکابره کشته ست بی خصومت و جنگ
  5. شمارهٔ ۷۵۳عشق اگر باز گرفتی ز گریبانم چنگ
  6. شمارهٔ ۷۵۴تو ملامت مکن ای مدّعی اینک سر و سنگ
  7. شمارهٔ ۷۵۵آشکارا شد همه رازم دریغا نام و ننگ
  8. شمارهٔ ۷۵۶گذشت عمرِ گرامی در انتظارِ وصال
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.