پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۶

ما بینِ حقّ و باطل ضدّیتیست مطلق

تیغی به تارِ مویی آویخته معلّق

ای یار یک نصیحت یارانه بشنو از من

مگرو به رایِ ناقص مشنو حدیثِ احمق

یک بار حایِ حیرت بر قافِ قربِ او زن

کز عینِ عرف گردد میمِ محق محقّق

دوشیزه مریم ارنی چون زایدی مسیحا

حلاّج مرده ارنی چون گویدی انا الحق

هر ظاهری که بینی بی باطنی نباشد

بشنو ندایِ دعوت زین داعیِ مصدّق

با وقت ساز حالی تا وعده ای ستانیم

از کف مدار خالی جامِ میِ مروّق

من پیرِ خانقاهم یعنی شراب خانه

کرباس و صوف خواهم نه سندس و ستبرق

نا برده بوی و کردن نسبت به شیخ صادق

کار افتقار دارد نه اخضر و نه ازرق

مهر کسیست ما را در جان که وقتِ معجز

مه را به یک اشاره کردی در آسمان شق

با لحم و دّمِ ما شد مهرِ ولی مخمَّر

دانی کدام والی شیرِ مصافِ خندق

دانم کنند جهّال انکار بر نزاری

غم نیست گر مقلّد گیرد برین سخن دق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴۸اگر تو جهد کنی با تو می رود توفیق
  2. شمارهٔ ۷۴۹بر ما گر اعتراض کند مدّعی چه باک
  3. شمارهٔ ۷۵۰فسردگان چه شناسند قدرِ سورِ فلک
  4. شمارهٔ ۷۵۱عشق است فراخ و سینه‌ای تنگ
  5. شمارهٔ ۷۵۲مرا مکابره کشته ست بی خصومت و جنگ
  6. شمارهٔ ۷۵۳عشق اگر باز گرفتی ز گریبانم چنگ
  7. شمارهٔ ۷۵۴تو ملامت مکن ای مدّعی اینک سر و سنگ
  8. شمارهٔ ۷۵۵آشکارا شد همه رازم دریغا نام و ننگ
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.