پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۲

نگه به قول خرد زین سپس نخواهم کرد

که زندگانی بی هم نفس نخواهم کرد

خرد ز باختن عشق می کند منعم

زهی خیال من و توبه پس نخواهم کرد

نه طاقت و نه دماغ و نه دل نه عقل و نه هوش

قبول صبر بدین دسترس نخواهم کرد

چه آشنا و چه بیگانه زحمتم مدهید

که احتمال نصیحت ز کس نخواهم کرد

به ترک مستی و زاهد پرستی و رندی

اگر هوای دل است از هوس نخواهم کرد

به اعتقاد نزاری همی خورم سوگند

که هرگز از می و معشوق بس نخواهم کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۴عید آمد و عزم مَی خواهیم کرد
  2. شمارهٔ ۴۴۵هجر با روزگار من آن کرد
  3. شمارهٔ ۴۴۶اگر تو را سر ما نیست عیب نتوان کرد
  4. شمارهٔ ۴۴۷مرا مسخّر عقل مجاز نتوان کرد
  5. شمارهٔ ۴۴۸وه چه غم بود که بختم به تو منسوب نکرد
  6. شمارهٔ ۴۴۹هرکه را درد عشق داغ نکرد
  7. شمارهٔ ۴۵۰یک ره برآورد ز تو هم روزگار گرد
  8. شمارهٔ ۴۵۱جانم فدایِ قاصدی کز دوست مکتوب آورد
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.