پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۳

گر ز دل آهی برون خواهیم کرد

عالمی را سرنگون خواهیم کرد

سوز هجران است بل کاین تیره شب

رستخیز است آه چون خواهیم کرد

در فراقت کان عذاب مطلق است

دیده و دل هر دو خون خواهیم کرد

گر تو شفقت کم کنی سهل است ما

مهربانی ها فزون خواهیم کرد

اقتراح از طبع در خواهیم خواست

اشتباه از دل برون خواهیم کرد

عشق بی آلایشی خواهیم باخت

نفس سرکش را زبون خواهیم کرد

عقل اگر مانع شود ما دفع او

از مقامات جنون خواهیم کرد

روی در محراب جان خواهیم داشت

پشت بر دنیای دون خواهیم کرد

چون نزاری هرکه درس از ما گرفت

در جنونش ذوفنون خواهیم کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۵هجر با روزگار من آن کرد
  2. شمارهٔ ۴۴۶اگر تو را سر ما نیست عیب نتوان کرد
  3. شمارهٔ ۴۴۷مرا مسخّر عقل مجاز نتوان کرد
  4. شمارهٔ ۴۴۸وه چه غم بود که بختم به تو منسوب نکرد
  5. شمارهٔ ۴۴۹هرکه را درد عشق داغ نکرد
  6. شمارهٔ ۴۵۰یک ره برآورد ز تو هم روزگار گرد
  7. شمارهٔ ۴۵۱جانم فدایِ قاصدی کز دوست مکتوب آورد
  8. شمارهٔ ۴۵۲تا عشق مرا گردِ خرابات برآورد
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.