پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۰

گرچه در روح صبا مطلق حیاتی دیگرست

در عرق‌چین نگارم رایحاتی دیگرست

گر نبات مصر مشهورست در عالم به ذوق

رسته بر گرد لبش شیرین نباتی دیگرست

سرو بستان را که چندین شرح و وصفش می‌کنند

راستی سرو روانش را صفاتی دیگرست

در فراق روی چون فردوس آن خورشیدوار

چشم من بنگر که پنداری فراتی دیگرست

عقل را گرچه مقدم می‌نهند از ابتدا

هر زمان از عشق پیشش مشکلاتی دیگرست

در مقامر خانهٔ روحانیان پاک‌باز

بر بساط عشق هر دم شاه‌ماتی دیگرست

شهره شد کز بت پرستیدن نزاری توبه کرد

وآن خلاف استغفرالله ترهاتی دیگرست

بت‌پرست ار چون بت من می‌پرستد عیب نیست

گرچه هم گویند کاخر بی‌ثباتی دیگرست

ای مسلمانان گر از من گفت باور می‌کنید

قبلهٔ اسلام جانم سومناتی دیگرست

راز خود چون فاش کردم‌ با تو گفتم صدق حال

زان که در هر عضو من عزی و لاتی دیگرست

تا نزاری کی بود فارغ ز جمع مسکرات

از پی هر مسکراتش مسکراتی دیگرست

کی شود هشیار بر خم‌خانه‌های مسکرات

عقل را هر لحظه بر نامش براتی دیگرست

خود خط زیباش بر خون نزاری مطلق است

وین عجایب‌تر که بر مفلس زکاتی دیگرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۲مرا عشق جانانه‌ای دیگرست
  2. شمارهٔ ۲۳۳نور رخ تو صاف‌تر از چشمهٔ خورست
  3. شمارهٔ ۲۳۴یار ما را همچو روح الله دمی جان‌پرورست
  4. شمارهٔ ۲۳۵هر دل که ز مهر غرق نورست
  5. شمارهٔ ۲۳۶مرا از روی خوبان ناگزیرست
  6. شمارهٔ ۲۳۷به دیدار توام چندان نیازست
  7. شمارهٔ ۲۳۸در کویِ خرابات کسی را که نیازست
  8. شمارهٔ ۲۳۹ز من مپرس که شب چند رفت و کی روزست
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.