پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۸

آن را که در فراق صبوری میسرست

عشقش همیشه بر هوس دل مقدر است

در عشق سوز باید و با سوز درد دل

آری هوس نه عشق بود کار دیگرست

عشق مجاز را ز حقیقت توان شناخت

آواز نوحه‌گر نه چو فریاد مادرست

آه از دلی که جان گرامی به عشق داد

با جان رفته آتش سوداش در برست

می‌سوزد و هنوز همان عاشق است زار

می‌میرد و هنوز همان مهرپرورست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۰گرچه در روح صبا مطلق حیاتی دیگرست
  2. شمارهٔ ۲۳۱بر جمال دوست ما را وجد و حالی دیگرست
  3. شمارهٔ ۲۳۲مرا عشق جانانه‌ای دیگرست
  4. شمارهٔ ۲۳۳نور رخ تو صاف‌تر از چشمهٔ خورست
  5. شمارهٔ ۲۳۴یار ما را همچو روح الله دمی جان‌پرورست
  6. شمارهٔ ۲۳۵هر دل که ز مهر غرق نورست
  7. شمارهٔ ۲۳۶مرا از روی خوبان ناگزیرست
  8. شمارهٔ ۲۳۷به دیدار توام چندان نیازست
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.