پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۵

هر که از می توبه خواهد کرد تایب شد نخست

گو بیا تا من بیاموزم بدو شرط درست

گویمش چون دست گیرد قاضی شهرت به عهد

هم بر آن نیت که او کرده ست نیت کن نخست

توبه چون بر دست او کردی سبک بر پای خیز

توبه ی من گو مقدر بر ادای شرط تست

چون تو پنهان می خوری من نیز پنهان می خورم

عهد محکم کرده ام بر سنت قاضی نه سست

در حضور جمله در جامع به آواز بلند

عهده کن در گردن قاضی بدین الزام رست

چون برون آیی ز مسجد گر کسی پرسد بگو

کز نزاری یافتم تعلیم این بازی چست

توبه کاران را که با ما این قدم خواهند رفت

اقتدا باید به قاضی کرد و دست از توبه شست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۷گر تو نامحرمی ای یار بدار از ما دست
  2. شمارهٔ ۲۰۸دستم نمی دهد که بدارم ز یار دست
  3. شمارهٔ ۲۰۹پیر ما نعره زنان کوزه ی دردی در دست
  4. شمارهٔ ۲۱۰وقت گل جام مروق نتوان داد از دست
  5. شمارهٔ ۲۱۱به روزگار شبی گر دهد وصالم دست
  6. شمارهٔ ۲۱۲دلی که عاشق روی نگار دلبندست
  7. شمارهٔ ۲۱۳خلاف وعده کردن ناپسندست
  8. شمارهٔ ۲۱۴مرا که با رگ جان شاخ مهر پیوندست
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.