پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۴

قبله ی روحانی ما روی تست

کعبه ی دوجهانی ما کوی تست

گرچه ز شب راه بری نادرست

رهبر ره گم شدگان موی تست

دانش جز وی چه بود ،عقل کل

شیفته ی غمزه ی جادوی تست

پنجه ی عقل من و ما از کجا

مرتبه ی قوت بازوی تست

دولت آن کس که به پیوند عشق

حلق دلش بسته ی گیسوی تست

هان جگر سوخته ی بی دلان

زنده به بادی ست که از سوی تست

شادی رویت که دل عاشقان

جفت غم از طاق دو ابروی تست

هیچ کس از بند تو آزاد نیست

در همه آفاق هیاهوی تست

کیست نزاری که چو او صد هزار

بنده ی آزاده ی هندوی تست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۶آخر دور ظلم و بیدادست
  2. شمارهٔ ۲۰۷گر تو نامحرمی ای یار بدار از ما دست
  3. شمارهٔ ۲۰۸دستم نمی دهد که بدارم ز یار دست
  4. شمارهٔ ۲۰۹پیر ما نعره زنان کوزه ی دردی در دست
  5. شمارهٔ ۲۱۰وقت گل جام مروق نتوان داد از دست
  6. شمارهٔ ۲۱۱به روزگار شبی گر دهد وصالم دست
  7. شمارهٔ ۲۱۲دلی که عاشق روی نگار دلبندست
  8. شمارهٔ ۲۱۳خلاف وعده کردن ناپسندست
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.