پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۴۵

ای بی تو دلِ مرا قراری نی

هیچم ز میانِ تو کناری نی

انصاف که عمر می کند ضایع

آن را که به دست چون تو یاری نی

از وصلِ رقیب بهره می یابد

ما را ز تو بیش انتظاری نی

گر دریابی دمی دل ما را

هرگز به از این سری و کاری نی

گر بار دهی وگرنه بر جانم

بیرون ز محبّتِ تو یاری نی

دریاب نزاریِ به زاری را

در عشقِ تو هم چو او نزاری نی

بل تا به کرشمه ای شود خوش دل

از تو به همین قدر که آری ، نی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۴۷مرا چیزهایی نمودند روی
  2. شمارهٔ ۱۳۴۸من آن نی ام که نی ام با تو یک دل و یک روی
  3. شمارهٔ ۱۳۴۹دلبرا هرچه از برِ ما می‌روی
  4. شمارهٔ ۱۳۵۰در دل نشسته ای اگر از دیده می روی
  5. شمارهٔ ۱۳۵۱روی مخوانش که می چکد عرق از وی
  6. شمارهٔ ۱۳۵۲ای در لبت خلاصه ی اعجازِ عیسوی
  7. شمارهٔ ۱۳۵۳صنوبر قامتی دیدم به راهی
  8. شمارهٔ ۱۳۵۴چه خوش بود که به بالینِ خفته ناگاهی
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.