پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷۷

غمزه ی مست صنم بابلی

زلف پر آشوب بت غنغلی

اینهمه سحر مکن ابلهی

و آن همه دام است مکن غافلی

روی نکو آفت جان و دل است

دل به نکویان مده ار عاقلی

نی غلطم مرتبه ی اهل دل

از چه بلندست از این بی دلی

رو طمع از وصل ببر زان که هست

حاصل بی دل همه بی حاصلی

با تو ندارد سر پیوند عشق

تا طمع از وایه ی خود نگسلی

رخت به سر منزل عشاق کش

کهل شدی تا به کی از کاهلی

با خودی خویش نزاری مرو

زین پس اگر عالم آن منزلی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷۹فرتوت عشق را نگریزد ز بی دلی
  2. شمارهٔ ۱۲۸۰ای در بیابان غمت سرگشته هر جایی دلی
  3. شمارهٔ ۱۲۸۱دو چشم مست و دو ابروی طاق واویلی
  4. شمارهٔ ۱۲۸۲آخر منم و لبی و جامی
  5. شمارهٔ ۱۲۸۳حرام است ار دلی داری حیاتی بی دل آرامی
  6. شمارهٔ ۱۲۸۴می حرام است خاصه بر عامی
  7. شمارهٔ ۱۲۸۵هر چه در پیشانیم آویخت می
  8. شمارهٔ ۱۲۸۶یاد آن شب ها که در خلوت به روز آوردمی
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.