پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷۹

فرتوت عشق را نگریزد ز بی دلی

ای یار بد مگوی تو باری که عاقلی

عیبت نمی کنم که ز مبدای کن فکان

دانسته ام که در چه مقامات مشکلی

غیر تو هیچ نیست حجابی که بگذری

دانی که بعد قطع سفر در چه منزلی

صبرم نداشت طاقت حسن جمال او

آری که بر خلاف محقی است مبطلی

بر ما چه اعتراض که مستیم و عاشقیم

طعنه مزن که سینه ی مجروح می خلی

گر هست از محبت آل علی اثر

بر خوان ز روزنامه ی عرفان سینجلی

این جا کسی دگر نرسد جز موحدی

کورا بود محبت ذریت علی

آری نزاریا تو و آن فرخ آستان

کاقبال بر درش بنشیند به مقبلی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۸۱دو چشم مست و دو ابروی طاق واویلی
  2. شمارهٔ ۱۲۸۲آخر منم و لبی و جامی
  3. شمارهٔ ۱۲۸۳حرام است ار دلی داری حیاتی بی دل آرامی
  4. شمارهٔ ۱۲۸۴می حرام است خاصه بر عامی
  5. شمارهٔ ۱۲۸۵هر چه در پیشانیم آویخت می
  6. شمارهٔ ۱۲۸۶یاد آن شب ها که در خلوت به روز آوردمی
  7. شمارهٔ ۱۲۸۷من تشنه ترم ساقی حالی به من آور می
  8. شمارهٔ ۱۲۸۸گر نه به دست نفس بهیمی اسیرمی
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.