پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸۸

گر نه به دست نفس بهیمی اسیرمی

بر کاینات عالم هستی امیرمی

گر بگسلیدمی طمع از هستی وجود

در جمع اهل صدق و صفا دل پذیرمی

ور مانده در ضلالت عصیان نبودم

اندر حصول طاقت حق ناگزیرمی

ور هیچ سر ز خواب تغافل بر آرمی

کی زیر پای حادثه بی دستگیرمی

ور ما و من نبودی و هستی و نیستی

کی در سموم دوزخ و در زمهریرمی

ور زان که هیچ نیستمی بودمی همه

دعوی نکردمی به بزرگی اسیرمی

ور در وجود خویش نهان باز بودمی

فرخنده پی چو خضر مبارک مسیرمی

قندیل مسجد ملکوت سما بدم

این جا نبودمی نه مثل چون حصیرمی

با این قبای کهنه که دارم قبای چرخ

بردارمی،اگر نه به معنی قصیرمی

قرص سپهر بودی بر خوان همتم

گر قانع از زمانه به قرص فطیرمی

رضوان روضه ی حرم کبریا امی

گر در بهار حرص نه ابر مطیرمی

گرد هم چو عود و رود گران جان نبودمی

در چنگ اتفاق نزاری چو زیرمی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹۰گفت به من محتسب که توبه کن از می
  2. شمارهٔ ۱۲۹۱دروغ است کی کرده ام توبه از می
  3. شمارهٔ ۱۲۹۲خوش بود به صبح دم زمزمه ی خروسِ می
  4. شمارهٔ ۱۲۹۳خوش ترست از آبِ حیوان خاکِ می
  5. شمارهٔ ۱۲۹۴خوش نیست بر طلیعه ی انوارِ بام می
  6. شمارهٔ ۱۲۹۵ای اگر بوی بری از نفسِ خرّمِ می
  7. شمارهٔ ۱۲۹۶خوش نبود صبح دم شاهد و صحرا و می
  8. شمارهٔ ۱۲۹۷زاهد اگر نمی خورد اندر سه ماه می
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.