پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹۷

زاهد اگر نمی خورد اندر سه ماه می

قلّاش فارغ است بیار از پگاه می

ما تشنه و زمانه ی بی آب تافته

حکمِ ضرورت است نباشد گناه می

شادیِ جانِ اهلِ دلی گر سفیده دم

بر جانِ ما کنی قدحی سر سیاه می

افتاده ی خمار چو افتاده مرده را

خواهد که باز زنده شود گو بخواه می

انگور هم چو مریمِ دوشیزه حامل است

عیسی بود هر آینه بی اشتباه می

می بر حشیش خواره حرام است و از قیاس

کون خری دهد به حریصِ گیاه می

انکار می کنند که کم کن مداومت

بر من که عاقبت ببرد آبِ جاه می

ما نام و ننگِ دنیی و دین ترک کرده ایم

غم نیست گو مدار مراتب نگاه می

در ما نگیرد آتشِ توبه مدم که خود

می خواره بر کشد به دم از قعرِ چاه می

سلطان برّ و بحر به هنگامِ احتیاج

حاصل کد به رهنِ قبا و کلاه می

بفروختیم هر دو جهان را به جرعه ای

اینک من و نزاری و آنک گواه می

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹۹هر که را دادند از آن خمخانه می
  2. شمارهٔ ۱۳۰۰مهر ماه آمد بیار ای ماهِ مهرافزای می
  3. شمارهٔ ۱۳۰۱گر به من می آورد باد از عرق چینش نسیمی
  4. شمارهٔ ۱۳۰۲ساقیا می بیار حالی می
  5. شمارهٔ ۱۳۰۳می بیار ای غلام حالی می
  6. شمارهٔ ۱۳۰۴الله الله بده بده می می
  7. شمارهٔ ۱۳۰۵بماناد آن برو بالا که رشکِ سروِ بستانی
  8. شمارهٔ ۱۳۰۶مرا با تو ای یار سری‌ست جانی
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.