پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹۸

دگر باره کردم اعادت به می

اِلی اصلِه یَرجع کلُّ شَی

به تحصیلِ لیلیِ من بی قرار

چو مجنون در افتاده از حی به حی

بر امّید کرّوبیِ هم نفس

بساطِ زمین کرده ام جمله طی

کنون یافتم آن چه مطلوب بود

شدم فارغ از وعده ی کو و کی

به رسمِ رنودم به کف بر کؤوس

چه کارم به آیینِ کاووس و کی

زمانه ندانم که دردِ مرا

دوا تا به کی کرد خواهد به کی

به راحی مداوا کنم روح را

که عکسش بریزد ز خورشید خوی

همه ساله بر خم بگردم چنان

که پیرامنِ قُطب گردد جدَی

من و سر نهادن بر آن آستان

که خم خانه مشتق شد از نامِ وی

نزاری ز اندوهِ مَی شد نزار

بهل تا بنالد به زاری چو نی

خداوندِ فطرت ز مبدایِ کون

سخن را بدو داد و او را به مَی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰۰مهر ماه آمد بیار ای ماهِ مهرافزای می
  2. شمارهٔ ۱۳۰۱گر به من می آورد باد از عرق چینش نسیمی
  3. شمارهٔ ۱۳۰۲ساقیا می بیار حالی می
  4. شمارهٔ ۱۳۰۳می بیار ای غلام حالی می
  5. شمارهٔ ۱۳۰۴الله الله بده بده می می
  6. شمارهٔ ۱۳۰۵بماناد آن برو بالا که رشکِ سروِ بستانی
  7. شمارهٔ ۱۳۰۶مرا با تو ای یار سری‌ست جانی
  8. شمارهٔ ۱۳۰۷وقت نثار کردن ماییم و نیم جانی
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.