پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹۶

خوش نبود صبح دم شاهد و صحرا و می

طوف و تماشا و عیش چنگ و دف و نای و نی

گر متعصّب ترا عیب و ملامت کند

هرزه مکن استماع گو چه حدیث است هی

حّقِ تو باطل بود خیرِ تو شَرَ هم چنانک

جمع نگشته ست ضدّ رُشد نبوده ست غَی

در کفنِ خویش خُسب از لحدِ ما مگوی

چیست اِلی اَصِله خوانده نه ای کُلُّ شَی

قسمت هر کس جدا طالعِ هر کس دگر

این سجل از بدو کرد کاتبِ ابداع طی

کرد کلیم آرزو چشمه ی خضر و نشد

پس روِ او لاجرم دور فکندش ز پی

باز سکندر طمع کرد و به ظلمات شد

تا مگر او نیز هم گردد جاوید حَی

معنیِ آبِ حیات هر دو ندانسته اند

گویی نشنوده اند معجزه ی جامِ کی

مایه ی هر زندگی واسطه ای دیگرست

روحِ نباتی و ماء جامِ نزاری و می

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹۸دگر باره کردم اعادت به می
  2. شمارهٔ ۱۲۹۹هر که را دادند از آن خمخانه می
  3. شمارهٔ ۱۳۰۰مهر ماه آمد بیار ای ماهِ مهرافزای می
  4. شمارهٔ ۱۳۰۱گر به من می آورد باد از عرق چینش نسیمی
  5. شمارهٔ ۱۳۰۲ساقیا می بیار حالی می
  6. شمارهٔ ۱۳۰۳می بیار ای غلام حالی می
  7. شمارهٔ ۱۳۰۴الله الله بده بده می می
  8. شمارهٔ ۱۳۰۵بماناد آن برو بالا که رشکِ سروِ بستانی
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.