پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹۰

گفت به من محتسب که توبه کن از می

پیر شدی توبه بعد از این نکنی کی

گفتمش آری من و تو هر دو به یک بار

توبه کنیم ار موافقت کنی از می

باک نباشد ز عهده هم به در آییم

گر ز در ما برون نمی شود این پی

دفع ملالت ضرورت است اگر نه

از پی تقوا کی اختیار کنم قی

ضامن این داوری منم نه تو زنهار

بر دل خود هیچ بار ننهی ازین هی

مدعیان را بغل تری بدهم من

بر صفتی کز مسامشان بچکد خوی

مشکل ما قاضی القضات کند حل

محضر این ماجرا دگر که کند طی

چنگ به دامان او زنیم که هم او

بر سر ما افکند ز روی کرم فی

گر ندهد توبه ور دهد نتوان شد

معترض البته بر مصالحه ی وی

خود که شکیبد ز جوهری که خواصش

قوت جان و دل است و قوت رگ و پی

کی نفس از ما دگر به عیش برآید

بر دل ما روزگار اگر نهد این کی

طعنه ی سرد از فقیه خشک نزاری

خاصیت ز مهریر و قاعده ی دی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹۲خوش بود به صبح دم زمزمه ی خروسِ می
  2. شمارهٔ ۱۲۹۳خوش ترست از آبِ حیوان خاکِ می
  3. شمارهٔ ۱۲۹۴خوش نیست بر طلیعه ی انوارِ بام می
  4. شمارهٔ ۱۲۹۵ای اگر بوی بری از نفسِ خرّمِ می
  5. شمارهٔ ۱۲۹۶خوش نبود صبح دم شاهد و صحرا و می
  6. شمارهٔ ۱۲۹۷زاهد اگر نمی خورد اندر سه ماه می
  7. شمارهٔ ۱۲۹۸دگر باره کردم اعادت به می
  8. شمارهٔ ۱۲۹۹هر که را دادند از آن خمخانه می
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.