پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸۰

گر هیچ شریف‌تر ز می بودی

آن چیز حرام‌تر ز وی بودی

آمیخته با خبیث شد گر نه

مشهور جان خبث کی بودی

گر نفسِ خبیث را بدانندی

مخصوص چرا به خبث می بودی

از بدوِ وجود سیر کردی گر

در راهِ عدم نشانِ پی بودی

گر هیچ به طمطراقِ عقل استی

پس نطعِ سمای عشق طی بودی

با عشق نشست و خاست کردی عقل

گر رجعتِ او به اصلِ شی بودی

در ظلّ ِ لوایِ عشق بنشستی

با مردِ محبّت ار لوی بودی

مجنون در و دشت و کوه نگرفتی

گر هیچ رهش به سویِ حی بودی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸۲وفا نکردی و از دوستی بگردیدی
  2. شمارهٔ ۱۱۸۳وفا نکردی و پیوندِ عهد ببردی
  3. شمارهٔ ۱۱۸۴دریغا مهر و پیوندت که بگسستی و ببریدی
  4. شمارهٔ ۱۱۸۵باز جهان تازه کرد قدرتِ باری
  5. شمارهٔ ۱۱۸۶آخر ای دوست به من به من باز نظر کن باری ‌
  6. شمارهٔ ۱۱۸۷خلافِ عهد روا نیست در وفاداری
  7. شمارهٔ ۱۱۸۸خلافِ عهد مکن گر سرِ وفاداری
  8. شمارهٔ ۱۱۸۹توقّع است که گوشی به حالِ ما داری
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.