پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۳۷

ز ما برشکستی و از ما بجستی

بر آنی که از زحمتِ ما برستی

دلِ ما ببردی سرِ ما نداری

درست است اگر ماجرا برشکستی

خیال تو از چشم ما نیست غایب

بلی شیوه ی ما بود بت‌پرستی

ترا تا بدیدم به تو بگرویدم

دل از ما ببردی و در جان نشستی

ملامت مکن بر نزاریِ مسکین

اگر پیش با خود نیاید ز مستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳۹یک جام به من ده و برستی
  2. شمارهٔ ۱۱۴۰گر مستی و گر هواپرستی
  3. شمارهٔ ۱۱۴۱چه شب بود آن که از ما برشکستی
  4. شمارهٔ ۱۱۴۲گر تو را با ما نه یاری با تو ما را دوستی
  5. شمارهٔ ۱۱۴۳خلاف وفا نیست در دوستی
  6. شمارهٔ ۱۱۴۴نگارا یاد می‌داری که با ما عهد پیوستی
  7. شمارهٔ ۱۱۴۵دوش آمد و گفت اگر ز هستی
  8. شمارهٔ ۱۱۴۶کاش باری عقل دست از کارِ ما واداشتی
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.