پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۳۵

ما را ز دهانِ تو نباتی

یعنی که به بوسه‌ ای براتی

شکرانه ی روزگارِ خود را

از گوشه ی لب بده زکاتی

شیرین‌تر و نغزتر نباشد

در مصر ازین شکر نباتی

در چشمه ی آفتاب نبود

چون لعل تو چشمه ی حیاتی

بنشین برِ ما دمی که برخاست

از چشمه ی چشم ما فراتی

بر وعده ی انتظار وصلت

تا صبر کنیم کو ثباتی

ای یار به چشمِ پاک‌بازان

از جانب ما کن التفاتی

این عشق نه بر لب و دهانست

به زین بشنو زمن صفاتی

مستغرقِ عشق چیست دانی

ذاتی شده متحد به ذاتی

خودبینی و آرزو پرستی

رهیابی و پروریده لاتی

بشتاب نزاریا در آن کوش

کز خویشتنت بود نجاتی

زین نجد به وجد بر سر آیی

مغرور مشو به مسکراتی

تا زنده شوی بمیر بی‌مرگ

خود بر همه واجب است ماتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳۷ز ما برشکستی و از ما بجستی
  2. شمارهٔ ۱۱۳۸گر به مستی زدم اندر سر زلفت دستی
  3. شمارهٔ ۱۱۳۹یک جام به من ده و برستی
  4. شمارهٔ ۱۱۴۰گر مستی و گر هواپرستی
  5. شمارهٔ ۱۱۴۱چه شب بود آن که از ما برشکستی
  6. شمارهٔ ۱۱۴۲گر تو را با ما نه یاری با تو ما را دوستی
  7. شمارهٔ ۱۱۴۳خلاف وفا نیست در دوستی
  8. شمارهٔ ۱۱۴۴نگارا یاد می‌داری که با ما عهد پیوستی
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.