پرش به محتوای اصلی
حکیم نزاری حکیم نزاری

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۳۳

اگر خواهی که خود را بازیابی

میان محرمان راز یابی

غلط کردم در او شو محوِ مطلق

چو گشتی محو آن‌جا بازیابی

همایِ عشق را بر فرق تسلیم

ز بامِ سدره در پرواز یابی

گر از ثعبان نفس ایمن بباشی

چو موسی قدرتِ اعجاز یابی

مکن بر بی ‌زبانان ظلم امروز

که فرداشان سخن پرداز یابی

به روز مویه یک یک موی بر خویش

اگر مایی کنی غمّاز یابی

زهی شرکِ عظیم استغفرالله

که با او خویش را انباز یابی

یقین می‌دان که باشی در جهنم

چو خود را در میان آز یابی

نسازد با تو دنیا تا تو از حرص

همه کارِ جهان ناساز یابی

نزاری محو شو فی‌الجمله در دوست

اگر خواهی که خود را بازیابی

همان شرک است اگر یک ذره خود را

در این چشم دوبینی بازیابی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۳۵ما را ز دهانِ تو نباتی
  2. شمارهٔ ۱۱۳۶هنوز امّید می‌دارم به عون‌الله ملاقاتی
  3. شمارهٔ ۱۱۳۷ز ما برشکستی و از ما بجستی
  4. شمارهٔ ۱۱۳۸گر به مستی زدم اندر سر زلفت دستی
  5. شمارهٔ ۱۱۳۹یک جام به من ده و برستی
  6. شمارهٔ ۱۱۴۰گر مستی و گر هواپرستی
  7. شمارهٔ ۱۱۴۱چه شب بود آن که از ما برشکستی
  8. شمارهٔ ۱۱۴۲گر تو را با ما نه یاری با تو ما را دوستی
همه‌ی غزلیات ←

حکیم نزاری درباره‌ی حکیم نزاری

حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، ارا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.