پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی

غزلیات

۲۸۴ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ بادهٔ عشق ترا دل جام شد
  2. شمارهٔ ۱۲۲ رفت خیالش زدیده کو بدر آمد
  3. شمارهٔ ۱۲۳ بوی جان از نفس باد صبا می‌آید
  4. شمارهٔ ۱۲۴ باز صحن باغ را مرآت محفل کرده‌اند
  5. شمارهٔ ۱۲۵ بهار و موکب منصور شه ردیف هم آمد
  6. شمارهٔ ۱۲۶ آمد این سیل که بنیاد من از جا ببرد
  7. شمارهٔ ۱۲۷ دوش با یاد توام باز حکایت‌ها بود
  8. شمارهٔ ۱۲۸ آنکه کین ورزد به من آگه ز مهر من نشد
  9. شمارهٔ ۱۲۹ دل به دلبر، جان به جانان می‌رسد
  10. شمارهٔ ۱۳۰ هر کرا بر سر آن کو گذری می‌باید
  11. شمارهٔ ۱۳۱ ستم آخر شد و بیداد به بنیاد آمد
  12. شمارهٔ ۱۳۲ عشق است کاگهان را غافل همی پسندد
  13. شمارهٔ ۱۳۳ ناصح اگر بر آن رخ نیکو نظر کند
  14. شمارهٔ ۱۳۴ شدی از قصه ی ما گر ملول افسانه ای دیگر
  15. شمارهٔ ۱۳۵ بصید ما نظر افکند شهسوار دگر
  16. شمارهٔ ۱۳۶ باز صبح است ای ندیم آن راح ریحانی بیار
  17. شمارهٔ ۱۳۷ وقت است که تن جان شود و جان همه دلدار
  18. شمارهٔ ۱۳۸ طفلی پی دیوانه زهر خانه درین شهر
  19. شمارهٔ ۱۳۹ دل از قید دو عالم رسته خوشتر
  20. شمارهٔ ۱۴۰ در چشمهٔ خضر شعلهٔ طور
  21. شمارهٔ ۱۴۱ شکرانهٔ بازوان پر زور
  22. شمارهٔ ۱۴۲ عقل با عشق کی شود دمساز
  23. شمارهٔ ۱۴۳ زلف بر پا فکنده از سر ناز
  24. شمارهٔ ۱۴۴ ابر بر طرف گلستان گوهر افشان است باز
  25. شمارهٔ ۱۴۵ چون به عکس آری نظر خورشید تابان است و بس
  26. شمارهٔ ۱۴۶ نگه مست و چشم هشیارش
  27. شمارهٔ ۱۴۷ زین گرفتاری چه می‌جویی دلا آزاد باش
  28. شمارهٔ ۱۴۸ در کف عشق نهادیم عنان دل خویش
  29. شمارهٔ ۱۴۹ دیده ام و شنیده ام عاشقی و ملامتش
  30. شمارهٔ ۱۵۰ نتوان داشت نگه باز زچشم سیهش
  31. شمارهٔ ۱۵۱ مردود خلق گشتم و گشتم پسند خویش
  32. شمارهٔ ۱۵۲ شکر نعمت آورم یا عذر ار تقصیر خویش
  33. شمارهٔ ۱۵۳ یا بیا افتادگان را دست گیر، افتاده باش
  34. شمارهٔ ۱۵۴ جوی شهد است لعل سیرابش
  35. شمارهٔ ۱۵۵ هیچ عاقل به خانه بندد نقش
  36. شمارهٔ ۱۵۶ لبم از آتش دل میزند جوش
  37. شمارهٔ ۱۵۷ اگر چه ناصح ما مشفق است و خیر اندیش
  38. شمارهٔ ۱۵۸ زبان به عرض نیازی مگر گشودم دوش
  39. شمارهٔ ۱۵۹ افکنده سبزه بر کنف بوستان بساط
  40. شمارهٔ ۱۶۰ آگه از زخمم نگشتی ای شکار افکن دریغ
  41. شمارهٔ ۱۶۱ خدا بر لب ولی دل در هوا غرق
  42. شمارهٔ ۱۶۲ بگیر دست دل و سر بر آور از افلاک
  43. شمارهٔ ۱۶۳ بی عشق کس به دوست نیابد ره وصول
  44. شمارهٔ ۱۶۴ روشن از طلعت خورشید شود خانه ی گل
  45. شمارهٔ ۱۶۵ این خیال خودپرستانند غافل کان جمال
  46. شمارهٔ ۱۶۶ عاشقان را عشق بس باشد کفیل
  47. شمارهٔ ۱۶۷ دیوانه و مست و باده نوشیم
  48. شمارهٔ ۱۶۸ هوای خود چو نهادم رضای او چو گزیدم
  49. شمارهٔ ۱۶۹ زشست شهسواری ناوکی تعویذ پر دارم
  50. شمارهٔ ۱۷۰ وقت شد وقت کزین جمع کناری گیریم
  51. شمارهٔ ۱۷۱ عجب نبود بگلشن جا اگر فصل خزان دارم
  52. شمارهٔ ۱۷۲ روزَکی چند پی زهد و سلامت گیرم
  53. شمارهٔ ۱۷۳ سلطان ملک فقرم و عشق است لشکرم
  54. شمارهٔ ۱۷۴ هر چه جویند ز ما در طلب آن باشیم
  55. شمارهٔ ۱۷۵ نوید لطف همی میرسد نهفته بگوشم
  56. شمارهٔ ۱۷۶ جز رنج خمار ابدی نشئه ندیدیم
  57. شمارهٔ ۱۷۷ بازو مساز رنجه که ما خود فتاده‌ایم
  58. شمارهٔ ۱۷۸ جان چو میرفت چرا زیست تنم
  59. شمارهٔ ۱۷۹ من که دارای جهان سخنم
  60. شمارهٔ ۱۸۰ پیر میخانه کند بر رخ اگر در بازم

متن اشعار به نقل از گنجور.