پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی

غزلیات

۲۸۴ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ مثال این تن خاکی و خاک، آب و حباب است
  2. شمارهٔ ۶۲ عشق آفت و حسن دلفریب است
  3. شمارهٔ ۶۳ شمشیر تو چشمه ی حیات است
  4. شمارهٔ ۶۴ رقیب را مگر الفت بپاسبان باقیست
  5. شمارهٔ ۶۵ اگرت دیده و دل شیفته و گریان نیست
  6. شمارهٔ ۶۶ جز بر این در سری به سامان نیست
  7. شمارهٔ ۶۷ درد ما را نوبت بهبودی است
  8. شمارهٔ ۶۸ نوبت عیداست و عید دولت و دین است
  9. شمارهٔ ۶۹ حاصل انجام جز کشته ی آغاز نیست
  10. شمارهٔ ۷۰ نوبت خرمی بستان است
  11. شمارهٔ ۷۱ عالمی در شادی و ما را غم است
  12. شمارهٔ ۷۲ سر نهادیم به سودای کسی کاین سر ازوست
  13. شمارهٔ ۷۳ زان شعله که در دلم نهان است
  14. شمارهٔ ۷۴ قاصدی مژده رسان در راه است
  15. شمارهٔ ۷۵ ای جمالت شمع هر جا محفلی ست
  16. شمارهٔ ۷۶ چشم صاحبنظران خیره بر آن ایوان است
  17. شمارهٔ ۷۷ این چه دشت است که سرتاسر آن گردی نیست
  18. شمارهٔ ۷۸ دوست می‌گفتم ترا زاول نه آن می‌بینمت
  19. شمارهٔ ۷۹ چه شتابی از پی من تو که رنجه شد سمندت
  20. شمارهٔ ۸۰ هر کرا دل با خدای مطلق است
  21. شمارهٔ ۸۱ حاجت به عرض حاجت و اظهار حال نیست
  22. شمارهٔ ۸۲ پیوند غمت گسستنی نیست
  23. شمارهٔ ۸۳ بعد از این فارغ ز غوغای جهان می‌خواهمت
  24. شمارهٔ ۸۴ مثال هستی با نیستی روان و تن است
  25. شمارهٔ ۸۵ بدردم ننگرد درمانم این است
  26. شمارهٔ ۸۶ ما هم چو پرده برفکند آفتاب چیست
  27. شمارهٔ ۸۷ سلسله ای ساخته کاین جعد موست
  28. شمارهٔ ۸۸ روز آسایش و آرایش و دین و دنیاست
  29. شمارهٔ ۸۹ من نه آن غرقه که از بحر برندش به کنار
  30. شمارهٔ ۹۰ کشتن عاشق مباحستی مباح
  31. شمارهٔ ۹۱ هم سبزه سر زد از چمن و هم سمن ز شاخ
  32. شمارهٔ ۹۲ حاجتی دارم و حاشا که بگفتار آید
  33. شمارهٔ ۹۳ من و از خون دل پیمانه‌ای چند
  34. شمارهٔ ۹۴ من و دل را بکویی منزلی بود
  35. شمارهٔ ۹۵ دل از سر کویت هوس خانه ندارد
  36. شمارهٔ ۹۶ نه دست من همین بهر هلاکم دامنت گیرد
  37. شمارهٔ ۹۷ اگر اینست غم عشق فزون خواهد شد
  38. شمارهٔ ۹۸ دل عاشق اگر غمگین پسندند
  39. شمارهٔ ۹۹ این نکویان که بلای دل اهل نظرند
  40. شمارهٔ ۱۰۰ از سر کوی سلامت سفری می‌باید
  41. شمارهٔ ۱۰۱ هر چه جز ذکر تو افسانهٔ لاطایل بود
  42. شمارهٔ ۱۰۲ هر نفس مجلس ما دوش معطر می‌شد
  43. شمارهٔ ۱۰۳ شادمان غمزده و غمزدگان دلشادند
  44. شمارهٔ ۱۰۴ پنجه از خون دل ماست که رنگین دارد
  45. شمارهٔ ۱۰۵ دو چشم مست تو فرهنگ هوشیارانند
  46. شمارهٔ ۱۰۶ تن به جان زنده و جان زنده به جانان باشد
  47. شمارهٔ ۱۰۷ سوی جانان جانم از تن می‌برند
  48. شمارهٔ ۱۰۸ تا به کی این صبح و این شام مکرر بگذرد
  49. شمارهٔ ۱۰۹ عشق از اول رخنه در تن می‌کند
  50. شمارهٔ ۱۱۰ روزی آخر رخت از پرده عیان خواهم کرد
  51. شمارهٔ ۱۱۱ دفتر دانش سراسر سوختند
  52. شمارهٔ ۱۱۲ گذری باد بر آن زلف معنبر دارد
  53. شمارهٔ ۱۱۳ بدین درگه یکی را سر شکستند
  54. شمارهٔ ۱۱۴ عمر بگذشت و نماندست جز ایامی چند
  55. شمارهٔ ۱۱۵ دل از پی خطا شد و گامی خطا نکرد
  56. شمارهٔ ۱۱۶ راز ما خلوتیان بر سر بازار افتاد
  57. شمارهٔ ۱۱۷ ای مبارک شب فیروز امید
  58. شمارهٔ ۱۱۸ طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد
  59. شمارهٔ ۱۱۹ مژده ای دل که شهنشاه جهان باز آمد
  60. شمارهٔ ۱۲۰ گر آزرده گر مبتلا می‌پسندد

متن اشعار به نقل از گنجور.