پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی نشاط اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶

تن به جان زنده و جان زنده به جانان باشد

جان که جانانش نباشد تن بی‌جان باشد

آنکه در صورت انسان که منم حیران نیست

حیوانیست که در صورت انسان باشد

دردم از کیست مپرسید، بپرسید که کیست

آن که بر گریهٔ من بیند و خندان باشد

دل مجموع در این جمع نبینم به کسی

مگر آن کس که ز یاد تو پریشان باشد

هوشمندان به صد اندیشه ز هم نگشایند

مشکلی را که به یک جرعه می آسان باشد

گنج و رنج و غم و شادی جهان در گذرند

عاقل آن بِه که در اندیشهٔ پایان باشد

یا رب این شاه کرم‌پرور درویش‌نواز

تا جهان است جهان‌دار و جهان‌بان باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸تا به کی این صبح و این شام مکرر بگذرد
  2. شمارهٔ ۱۰۹عشق از اول رخنه در تن می‌کند
  3. شمارهٔ ۱۱۰روزی آخر رخت از پرده عیان خواهم کرد
  4. شمارهٔ ۱۱۱دفتر دانش سراسر سوختند
  5. شمارهٔ ۱۱۲گذری باد بر آن زلف معنبر دارد
  6. شمارهٔ ۱۱۳بدین درگه یکی را سر شکستند
  7. شمارهٔ ۱۱۴عمر بگذشت و نماندست جز ایامی چند
  8. شمارهٔ ۱۱۵دل از پی خطا شد و گامی خطا نکرد
همه‌ی غزلیات ←

نشاط اصفهانی درباره‌ی نشاط اصفهانی

سیّدعبدالوهاب نشاطِ اصفهانی (زادهٔ ۱۱۷۵ هجری قمری در اصفهان- درگذشتهٔ ۱۲۴۴ هجری قمری) ملقب به معتمدالدوله از سیاستمداران، شاعران و هواداران مکتب بازگشت ادبی و از خوشنویسان صاحب نام در خطوط شکسته، نستعلیق و تعلیق سده سیزدهم هجری ایران بوده‌است. از او به‌عنوان نخستین وزیر امور خارجهٔ ایران نیز نام می‌برند. پدربزرگ او عب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.