پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی نشاط اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷

سوی جانان جانم از تن می‌برند

از قفس مرغی به گلشن می‌برند

با همند این خار و گل در باغ ولیک

این به ایوان آن به گلخن می‌برند

این سیه‌زلفان چو طراران شب

دل ز مردم روز روشن می‌برند

تاب داده زلف و خواب‌آلوده چشم

خوابم از سر، تابم از تن می‌برند

عاقلان آبی بر آتش می‌زنند

عاشقان برقی به خرمن می‌برند

طاعت شاهم ز چوگان بسته دست

کاین حریفان گوی از من می‌برند

خار این گلزار دامنگیر ماست

گل هوسناکان به دامن می‌برند

شیر با زنجیر این طفلان شهر

کو به کو برزن به برزن می‌برند

دل نداری ورنه این خوبان نشاط

گر دل از سنگ است و آهن می‌برند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹عشق از اول رخنه در تن می‌کند
  2. شمارهٔ ۱۱۰روزی آخر رخت از پرده عیان خواهم کرد
  3. شمارهٔ ۱۱۱دفتر دانش سراسر سوختند
  4. شمارهٔ ۱۱۲گذری باد بر آن زلف معنبر دارد
  5. شمارهٔ ۱۱۳بدین درگه یکی را سر شکستند
  6. شمارهٔ ۱۱۴عمر بگذشت و نماندست جز ایامی چند
  7. شمارهٔ ۱۱۵دل از پی خطا شد و گامی خطا نکرد
  8. شمارهٔ ۱۱۶راز ما خلوتیان بر سر بازار افتاد
همه‌ی غزلیات ←

نشاط اصفهانی درباره‌ی نشاط اصفهانی

سیّدعبدالوهاب نشاطِ اصفهانی (زادهٔ ۱۱۷۵ هجری قمری در اصفهان- درگذشتهٔ ۱۲۴۴ هجری قمری) ملقب به معتمدالدوله از سیاستمداران، شاعران و هواداران مکتب بازگشت ادبی و از خوشنویسان صاحب نام در خطوط شکسته، نستعلیق و تعلیق سده سیزدهم هجری ایران بوده‌است. از او به‌عنوان نخستین وزیر امور خارجهٔ ایران نیز نام می‌برند. پدربزرگ او عب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.