پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی نشاط اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹

عشق از اول رخنه در تن می‌کند

خانه روشن خور ز روزن می‌کند

آنچنان آشفته‌ام کآشفتگی

زلف دلبر وام از من می‌کند

تیره‌روزم لیک هرشب چرخ را

آهم از یک شعله روشن می‌کند

تیغ عشق از مغز جان بگذشت و عقل

رشته بی‌حاصل به سوزن می‌کند

شهوت آتش نفس نمرود است و عشق

آنکه آتش رشک گلشن می‌کند

نفس اگر رویین‌تن آمد گوییا

عشق کار سد تهمتن می‌کند

خار این گلزار و دامان نشاط

هرکه بینی گل به دامن می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱دفتر دانش سراسر سوختند
  2. شمارهٔ ۱۱۲گذری باد بر آن زلف معنبر دارد
  3. شمارهٔ ۱۱۳بدین درگه یکی را سر شکستند
  4. شمارهٔ ۱۱۴عمر بگذشت و نماندست جز ایامی چند
  5. شمارهٔ ۱۱۵دل از پی خطا شد و گامی خطا نکرد
  6. شمارهٔ ۱۱۶راز ما خلوتیان بر سر بازار افتاد
  7. شمارهٔ ۱۱۷ای مبارک شب فیروز امید
  8. شمارهٔ ۱۱۸طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد
همه‌ی غزلیات ←

نشاط اصفهانی درباره‌ی نشاط اصفهانی

سیّدعبدالوهاب نشاطِ اصفهانی (زادهٔ ۱۱۷۵ هجری قمری در اصفهان- درگذشتهٔ ۱۲۴۴ هجری قمری) ملقب به معتمدالدوله از سیاستمداران، شاعران و هواداران مکتب بازگشت ادبی و از خوشنویسان صاحب نام در خطوط شکسته، نستعلیق و تعلیق سده سیزدهم هجری ایران بوده‌است. از او به‌عنوان نخستین وزیر امور خارجهٔ ایران نیز نام می‌برند. پدربزرگ او عب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.