پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی نشاط اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸

طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد

در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد

منظر دیده قدمگاه گدایان شده است

کاخ دل درخور اورنگ شهی باید کرد

تیغ عشق و سر این نفس مقنع بخرد

زین سپس خدمت صاحب کلهی باید کرد

روشنان فلکی را اثری در ما نیست

حذر از گردش چشم سیهی باید کرد

شب که خورشید جهان‌تاب نهان از نظر است

قطع این مرحله با نور مهی باید کرد

خوش همی می‌روی ای قافله‌سالار به راه

گذری جانب گم کرده رهی باید کرد

نه همین صف زده مژگان سیه باید داشت

به صف دلشدگان هم نگهی باید کرد

جانب دوست نگه از نگهی باید داشت

کشور خصم تبه از سپهی باید کرد

گر مجاور نتوان بود به میخانه نشاط

سجده از دور به هر صبحگهی باید کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰گر آزرده گر مبتلا می‌پسندد
  2. شمارهٔ ۱۲۱بادهٔ عشق ترا دل جام شد
  3. شمارهٔ ۱۲۲رفت خیالش زدیده کو بدر آمد
  4. شمارهٔ ۱۲۳بوی جان از نفس باد صبا می‌آید
  5. شمارهٔ ۱۲۴باز صحن باغ را مرآت محفل کرده‌اند
  6. شمارهٔ ۱۲۵بهار و موکب منصور شه ردیف هم آمد
  7. شمارهٔ ۱۲۶آمد این سیل که بنیاد من از جا ببرد
  8. شمارهٔ ۱۲۷دوش با یاد توام باز حکایت‌ها بود
همه‌ی غزلیات ←

نشاط اصفهانی درباره‌ی نشاط اصفهانی

سیّدعبدالوهاب نشاطِ اصفهانی (زادهٔ ۱۱۷۵ هجری قمری در اصفهان- درگذشتهٔ ۱۲۴۴ هجری قمری) ملقب به معتمدالدوله از سیاستمداران، شاعران و هواداران مکتب بازگشت ادبی و از خوشنویسان صاحب نام در خطوط شکسته، نستعلیق و تعلیق سده سیزدهم هجری ایران بوده‌است. از او به‌عنوان نخستین وزیر امور خارجهٔ ایران نیز نام می‌برند. پدربزرگ او عب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.