پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی نشاط اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱

عالمی در شادی و ما را غم است

این غم ما از برای عالم است

چشم غیرت بین ما را نور نیست

هر کجا سوریست آنجا ماتم است

روزگارم زخمها بسیار زد

زخم تو آن زخمها را مرهم است

جان سلیمان است و دل خاتم در آن

نقش روی دوست اسم اعظم است

اشک چشم عاشقان در روی دوست

این چو خورشید است و آن چون شبنم است

کار ما را با گشایش کار نیست

عقده های زلف او خم در خم است

طالب راحت بزحمت گو بساز

گنج و رنج و شادی و غم با هم است

غم نمیخواهی، مجو شادی نشاط

هر که او شادی نخواهد بی غم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳زان شعله که در دلم نهان است
  2. شمارهٔ ۷۴قاصدی مژده رسان در راه است
  3. شمارهٔ ۷۵ای جمالت شمع هر جا محفلی ست
  4. شمارهٔ ۷۶چشم صاحبنظران خیره بر آن ایوان است
  5. شمارهٔ ۷۷این چه دشت است که سرتاسر آن گردی نیست
  6. شمارهٔ ۷۸دوست می‌گفتم ترا زاول نه آن می‌بینمت
  7. شمارهٔ ۷۹چه شتابی از پی من تو که رنجه شد سمندت
  8. شمارهٔ ۸۰هر کرا دل با خدای مطلق است
همه‌ی غزلیات ←

نشاط اصفهانی درباره‌ی نشاط اصفهانی

سیّدعبدالوهاب نشاطِ اصفهانی (زادهٔ ۱۱۷۵ هجری قمری در اصفهان- درگذشتهٔ ۱۲۴۴ هجری قمری) ملقب به معتمدالدوله از سیاستمداران، شاعران و هواداران مکتب بازگشت ادبی و از خوشنویسان صاحب نام در خطوط شکسته، نستعلیق و تعلیق سده سیزدهم هجری ایران بوده‌است. از او به‌عنوان نخستین وزیر امور خارجهٔ ایران نیز نام می‌برند. پدربزرگ او عب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.