پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی نشاط اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲

هر نفس مجلس ما دوش معطر می‌شد

تا کجا ذکری از آن زلف معنبر می‌شد

پرتو ماه ز روی تو حکایت می‌کرد

ظلمت شب به سر زلف تو رهبر می‌شد

شرح الطاف تو آرایش مجلس می‌داد

ذکر اوصاف تو پیرایهٔ دفتر می‌شد

هر نفس شوق من از یاد تو افزون می‌گشت

هر زمان صبر من از روی تو کمتر می‌شد

من همی ذکر تو می‌گفتم و سد بار فزون

می‌شنیدم که در افلاک مکرر می‌شد

دری از روضهٔ فردوس به مجلس بگشود

یا خیال تو در اندیشه مصور می‌شد

از دعای شه و از ذکر تو می‌دید فروغ

بزم و روشن افق از خسرو و خاور می‌شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴پنجه از خون دل ماست که رنگین دارد
  2. شمارهٔ ۱۰۵دو چشم مست تو فرهنگ هوشیارانند
  3. شمارهٔ ۱۰۶تن به جان زنده و جان زنده به جانان باشد
  4. شمارهٔ ۱۰۷سوی جانان جانم از تن می‌برند
  5. شمارهٔ ۱۰۸تا به کی این صبح و این شام مکرر بگذرد
  6. شمارهٔ ۱۰۹عشق از اول رخنه در تن می‌کند
  7. شمارهٔ ۱۱۰روزی آخر رخت از پرده عیان خواهم کرد
  8. شمارهٔ ۱۱۱دفتر دانش سراسر سوختند
همه‌ی غزلیات ←

نشاط اصفهانی درباره‌ی نشاط اصفهانی

سیّدعبدالوهاب نشاطِ اصفهانی (زادهٔ ۱۱۷۵ هجری قمری در اصفهان- درگذشتهٔ ۱۲۴۴ هجری قمری) ملقب به معتمدالدوله از سیاستمداران، شاعران و هواداران مکتب بازگشت ادبی و از خوشنویسان صاحب نام در خطوط شکسته، نستعلیق و تعلیق سده سیزدهم هجری ایران بوده‌است. از او به‌عنوان نخستین وزیر امور خارجهٔ ایران نیز نام می‌برند. پدربزرگ او عب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.