پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی نشاط اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۴

هر چه جویند ز ما در طلب آن باشیم

ما نه نیکیم و نه بد بندهٔ فرمان باشیم

گرچه زشتیم ولی در کنف نیکانیم

گرچه خاریم ولی خار گلستان باشیم

سرسامان منت نیست ولی چتوان کرد

قسمت اینست که ما بی سرو سامان باشیم

باز سیلی رسد از راه ندانم یارب

تا که ویران تر از این چیست که ویران باشیم

جان بیفشانم و دامن بفشانی ترسم

آید آن روز کزین هر دو پشیمان باشم

عاقبت کیست که با زلف تواش کاری نیست

وقت ما خوش که زآغاز پریشان باشیم

درد و درمان همه در ماست نداریم نشاط

دردی از کس که ز کس طالب درمان باشیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۶جز رنج خمار ابدی نشئه ندیدیم
  2. شمارهٔ ۱۷۷بازو مساز رنجه که ما خود فتاده‌ایم
  3. شمارهٔ ۱۷۸جان چو میرفت چرا زیست تنم
  4. شمارهٔ ۱۷۹من که دارای جهان سخنم
  5. شمارهٔ ۱۸۰پیر میخانه کند بر رخ اگر در بازم
  6. شمارهٔ ۱۸۱ناله ها بر لب و از ناله اثرها داریم
  7. شمارهٔ ۱۸۲از بس گداختم ز غمت ناتوان شدم
  8. شمارهٔ ۱۸۳نه هشیارم توان گفتن نه مستم
همه‌ی غزلیات ←

نشاط اصفهانی درباره‌ی نشاط اصفهانی

سیّدعبدالوهاب نشاطِ اصفهانی (زادهٔ ۱۱۷۵ هجری قمری در اصفهان- درگذشتهٔ ۱۲۴۴ هجری قمری) ملقب به معتمدالدوله از سیاستمداران، شاعران و هواداران مکتب بازگشت ادبی و از خوشنویسان صاحب نام در خطوط شکسته، نستعلیق و تعلیق سده سیزدهم هجری ایران بوده‌است. از او به‌عنوان نخستین وزیر امور خارجهٔ ایران نیز نام می‌برند. پدربزرگ او عب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.