پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی نشاط اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۸

جان چو میرفت چرا زیست تنم

بی تو دارم عجب از زیستنم

تا درین شهر چسان افتادم

که رهی نیست به سویِ وطنم

هرگزم رخصت پرواز نبود

دل باین شاد که مرغ چمنم

بیکی جام میم کس ننواخت

من باین خوش که درین انجمنم

آتشی بایدم افروخت بخویش

که در این خانه ، حجاب است تنم

بلبل است و گل و پروانه و شمع

آنکه دور از تو بماندست منم

هر کسی با هوسی زیست نشاط

من ندارم هوس زیستنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۰پیر میخانه کند بر رخ اگر در بازم
  2. شمارهٔ ۱۸۱ناله ها بر لب و از ناله اثرها داریم
  3. شمارهٔ ۱۸۲از بس گداختم ز غمت ناتوان شدم
  4. شمارهٔ ۱۸۳نه هشیارم توان گفتن نه مستم
  5. شمارهٔ ۱۸۴ما بندگان نه در خور این پایه بوده‌ایم
  6. شمارهٔ ۱۸۵نه در دل فکر درمانم نه در سر قصد سامانم
  7. شمارهٔ ۱۸۶چند دارد دل از اندوه جهان نا شادم
  8. شمارهٔ ۱۸۷دوشینه بر مراد دل آمد به سر شبم
همه‌ی غزلیات ←

نشاط اصفهانی درباره‌ی نشاط اصفهانی

سیّدعبدالوهاب نشاطِ اصفهانی (زادهٔ ۱۱۷۵ هجری قمری در اصفهان- درگذشتهٔ ۱۲۴۴ هجری قمری) ملقب به معتمدالدوله از سیاستمداران، شاعران و هواداران مکتب بازگشت ادبی و از خوشنویسان صاحب نام در خطوط شکسته، نستعلیق و تعلیق سده سیزدهم هجری ایران بوده‌است. از او به‌عنوان نخستین وزیر امور خارجهٔ ایران نیز نام می‌برند. پدربزرگ او عب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.