پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی نشاط اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۶

چند دارد دل از اندوه جهان نا شادم

عشق کو عشق که از دل بستاند دادم

آخر این ابر در این دشت ببارد روزی

آورد سیلی و از جا ببرد بنیادم

هر طرف میگذرم راه برون رفتن نیست

من ندانم که در این غمکده چون افتادم

چون پریشان نشود جان که بزلفی بستم

چه کند خون نشود دل که بلعلی دادم

پاس من دار که دل بر کرمت پیوستم

دست من گیر که سر بر قدمت بنهادم

تا بدامان که چون گرد نشینم روزی

حالیا رفت در این بادیه جان بر بادم

من بمقصد نبرم راه نشاط ار نکند

جذب این بادیه در هر قدمی امدادم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۸ای از صباح رویت روشن شب امیدم
  2. شمارهٔ ۱۸۹من نه آنم که دل آزرده ز بیداد شوم
  3. شمارهٔ ۱۹۰بندگان را به کف از جود تو حکمیست قدیم
  4. شمارهٔ ۱۹۱آخر این روز بشب میرسد این صبح بشام
  5. شمارهٔ ۱۹۲شب عید است بیا تا لب ساغر گیریم
  6. شمارهٔ ۱۹۳من بدین ساعد سیمین که تو داری دانم
  7. شمارهٔ ۱۹۴به یاد نیست جز اینم که من به یاد تو باشم
  8. شمارهٔ ۱۹۵روزی که نبینند نشانی بجهانم
همه‌ی غزلیات ←

نشاط اصفهانی درباره‌ی نشاط اصفهانی

سیّدعبدالوهاب نشاطِ اصفهانی (زادهٔ ۱۱۷۵ هجری قمری در اصفهان- درگذشتهٔ ۱۲۴۴ هجری قمری) ملقب به معتمدالدوله از سیاستمداران، شاعران و هواداران مکتب بازگشت ادبی و از خوشنویسان صاحب نام در خطوط شکسته، نستعلیق و تعلیق سده سیزدهم هجری ایران بوده‌است. از او به‌عنوان نخستین وزیر امور خارجهٔ ایران نیز نام می‌برند. پدربزرگ او عب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.