پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی نشاط اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۸

ای از صباح رویت روشن شب امیدم

زلف تو شام قدرم روی تو صبح عیدم

گلشن شد از هوایت ویرانه ی وجودم

روشن شد از لقایت کاشانه ی امیدم

باد بهار امروز پیغام یار دارد

با شاخ گل سحرگه میگفت و می شنیدم

از باغ لاله خیزد وز ابر ژاله ریزد

ساقی بریز آبی در ساغر از نبیدم

یاروی دوست دیدم یا کوی او در این شهر

از هر طرف گذشتم در هر کجا رسیدم

چون نیک بر جفایش دیدم کرامتی بود

سد شکر کارمیدم از هر چه می رمیدم

از قول دشمنانم نه سود و نه زیانم

مقبول دوستانم گر نیک و گر پلیدم

امشب خراب و مستم گویم هر آنچه هستم

هم سبحه بر گسستم هم خرقه بردریدم

من نیستم بجز دوست، او مغز بود و من پوست

ساقی بیار جامی تا گویم آنچه دیدم

بر خویشتن چو بینم نومید می نشینم

بازار عنایت شاه دل میدهد نویدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۰بندگان را به کف از جود تو حکمیست قدیم
  2. شمارهٔ ۱۹۱آخر این روز بشب میرسد این صبح بشام
  3. شمارهٔ ۱۹۲شب عید است بیا تا لب ساغر گیریم
  4. شمارهٔ ۱۹۳من بدین ساعد سیمین که تو داری دانم
  5. شمارهٔ ۱۹۴به یاد نیست جز اینم که من به یاد تو باشم
  6. شمارهٔ ۱۹۵روزی که نبینند نشانی بجهانم
  7. شمارهٔ ۱۹۶تا چه گفتند که خاموش شدیم
  8. شمارهٔ ۱۹۷از جان گذشته‌ایم و به جانان رسیده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

نشاط اصفهانی درباره‌ی نشاط اصفهانی

سیّدعبدالوهاب نشاطِ اصفهانی (زادهٔ ۱۱۷۵ هجری قمری در اصفهان- درگذشتهٔ ۱۲۴۴ هجری قمری) ملقب به معتمدالدوله از سیاستمداران، شاعران و هواداران مکتب بازگشت ادبی و از خوشنویسان صاحب نام در خطوط شکسته، نستعلیق و تعلیق سده سیزدهم هجری ایران بوده‌است. از او به‌عنوان نخستین وزیر امور خارجهٔ ایران نیز نام می‌برند. پدربزرگ او عب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.