پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی نشاط اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۷

بازو مساز رنجه که ما خود فتاده‌ایم

گردن به تیغ و سر به کمندت نهاده‌ایم

جان گر بود سزای تو بر کف گرفته‌ایم

سر گر سزد به پای تو از دست داده‌ایم

آیینه‌سان دلیست به صیقل‌سرای عشق

ما را که نقش‌ها بپذیریم و ساده‌ایم

در آستان میکده آخر کنند خاک

ما را که هم نخست از آن خاک زاده‌ایم

در موج بحر هستی از اهتزاز عشق

ما همچو ماهیان به ساحل فتاده‌ایم

دشمن مباش غره به بازوی خود که ما

سر بر مراد دوست به چوگان نهاده‌ایم

بر چشمهٔ حیات نبندیم دل که چشم

بر خاک پای خسرو عالم گشاده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۹من که دارای جهان سخنم
  2. شمارهٔ ۱۸۰پیر میخانه کند بر رخ اگر در بازم
  3. شمارهٔ ۱۸۱ناله ها بر لب و از ناله اثرها داریم
  4. شمارهٔ ۱۸۲از بس گداختم ز غمت ناتوان شدم
  5. شمارهٔ ۱۸۳نه هشیارم توان گفتن نه مستم
  6. شمارهٔ ۱۸۴ما بندگان نه در خور این پایه بوده‌ایم
  7. شمارهٔ ۱۸۵نه در دل فکر درمانم نه در سر قصد سامانم
  8. شمارهٔ ۱۸۶چند دارد دل از اندوه جهان نا شادم
همه‌ی غزلیات ←

نشاط اصفهانی درباره‌ی نشاط اصفهانی

سیّدعبدالوهاب نشاطِ اصفهانی (زادهٔ ۱۱۷۵ هجری قمری در اصفهان- درگذشتهٔ ۱۲۴۴ هجری قمری) ملقب به معتمدالدوله از سیاستمداران، شاعران و هواداران مکتب بازگشت ادبی و از خوشنویسان صاحب نام در خطوط شکسته، نستعلیق و تعلیق سده سیزدهم هجری ایران بوده‌است. از او به‌عنوان نخستین وزیر امور خارجهٔ ایران نیز نام می‌برند. پدربزرگ او عب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.