پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی نشاط اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۲

از بس گداختم ز غمت ناتوان شدم

تا آن‌چنان که کام تو بود، آن‌چنان شدم

زان پیش‌تر که گل دمد از بوستان شدم

فارغ ز حادثات بهار و خزان شدم

گفتم به تَرک هستی و رَستم ز عشق و عقل

آسوده هم ز دزد و هم از پاسبان شدم

صد بار جام زهر کشیدم به امتحان

لب تشنه باز بر در دیر مغان شدم

مسکین و دل فکار و تهی‌دست و شرمسار

با صد امید، بر در این آستان شدم

تا عاقبت کجا بردم باد ازین دیار

اکنون چو گَرد از پی این کاروان شدم

افکند عشقِ روز تواناییم به بند

ناصح! چسان رهم که کنون ناتوان شدم؟

با او وجود من مثل نور و ظلمت است

او در کنارم آمد و من از میان شدم

در صید من طمع چه کنند این شکاریان

پیرم ولیک طعمه‌ی شیر جوان شدم

گفتم مگر نشانی از او جویم از کسی

از وی نشان نجستم و خود بی‌نشان شدم

چون کام دوست حاصل ازین شد چه غم نشاط

یک‌چند اگر به کام دل دشمنان شدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۴ما بندگان نه در خور این پایه بوده‌ایم
  2. شمارهٔ ۱۸۵نه در دل فکر درمانم نه در سر قصد سامانم
  3. شمارهٔ ۱۸۶چند دارد دل از اندوه جهان نا شادم
  4. شمارهٔ ۱۸۷دوشینه بر مراد دل آمد به سر شبم
  5. شمارهٔ ۱۸۸ای از صباح رویت روشن شب امیدم
  6. شمارهٔ ۱۸۹من نه آنم که دل آزرده ز بیداد شوم
  7. شمارهٔ ۱۹۰بندگان را به کف از جود تو حکمیست قدیم
  8. شمارهٔ ۱۹۱آخر این روز بشب میرسد این صبح بشام
همه‌ی غزلیات ←

نشاط اصفهانی درباره‌ی نشاط اصفهانی

سیّدعبدالوهاب نشاطِ اصفهانی (زادهٔ ۱۱۷۵ هجری قمری در اصفهان- درگذشتهٔ ۱۲۴۴ هجری قمری) ملقب به معتمدالدوله از سیاستمداران، شاعران و هواداران مکتب بازگشت ادبی و از خوشنویسان صاحب نام در خطوط شکسته، نستعلیق و تعلیق سده سیزدهم هجری ایران بوده‌است. از او به‌عنوان نخستین وزیر امور خارجهٔ ایران نیز نام می‌برند. پدربزرگ او عب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.