پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی نشاط اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۱

ناله ها بر لب و از ناله اثرها داریم

با خیال تو چه شب‌ها چه سحرها داریم

بی‌خود و بی‌خبر و عاجز و مسکین و ضعیف

بخر ای خواجه ببین تا چه هنرها داریم

از دیار دگریم آمده سوی تو، کجاست

ترجمانی که بگوید چه خبرها داریم

یک نظر بیش بلعل تو ندیدیم و کنون

روزگاریست که در دیده گهرها داریم

از عدم تا بوجود اینهمه ره آمده ایم

می ندانیم در این ره چه ضررها داریم

از عدم تا بوجود اینهمه ره باید رفت

دیر شد دیر که در پیش سفرها داریم

بار بگذارو گرانی بنه ای دل که براه

گر سبکبار نباشیم خطرها داریم

چند روزیست که بر عقل بهمدستی عشق

غارت آورده و امید ظفرها داریم

خدمت سایه کشد تا بر خورشید نشاط

نخل‌ها کشته و امید ثمرها داریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۳نه هشیارم توان گفتن نه مستم
  2. شمارهٔ ۱۸۴ما بندگان نه در خور این پایه بوده‌ایم
  3. شمارهٔ ۱۸۵نه در دل فکر درمانم نه در سر قصد سامانم
  4. شمارهٔ ۱۸۶چند دارد دل از اندوه جهان نا شادم
  5. شمارهٔ ۱۸۷دوشینه بر مراد دل آمد به سر شبم
  6. شمارهٔ ۱۸۸ای از صباح رویت روشن شب امیدم
  7. شمارهٔ ۱۸۹من نه آنم که دل آزرده ز بیداد شوم
  8. شمارهٔ ۱۹۰بندگان را به کف از جود تو حکمیست قدیم
همه‌ی غزلیات ←

نشاط اصفهانی درباره‌ی نشاط اصفهانی

سیّدعبدالوهاب نشاطِ اصفهانی (زادهٔ ۱۱۷۵ هجری قمری در اصفهان- درگذشتهٔ ۱۲۴۴ هجری قمری) ملقب به معتمدالدوله از سیاستمداران، شاعران و هواداران مکتب بازگشت ادبی و از خوشنویسان صاحب نام در خطوط شکسته، نستعلیق و تعلیق سده سیزدهم هجری ایران بوده‌است. از او به‌عنوان نخستین وزیر امور خارجهٔ ایران نیز نام می‌برند. پدربزرگ او عب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.