پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی نشاط اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۳

نه هشیارم توان گفتن نه مستم

که هم پیمانه هم پیمان شکستم

ز پا افکنده ام خود را در این دشت

مگر روزی رسد دستی بدستم

کرا تا سوی من افتد گذر باز

بسد امید در راهی نشستم

نمیدانم تویی یا من در این بزم

همی بینم که خود را می پرستم

تو خواهی بود و تو بودی تو هستی

نخواهم بود و نه بودم نه هستم

زیمن همت شاه جهان نیست

عجب گر زین جهان بینم که رستم

ز پا افتادگان را دستگیری

بگیر ای لطف شاهنشاه دستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۵نه در دل فکر درمانم نه در سر قصد سامانم
  2. شمارهٔ ۱۸۶چند دارد دل از اندوه جهان نا شادم
  3. شمارهٔ ۱۸۷دوشینه بر مراد دل آمد به سر شبم
  4. شمارهٔ ۱۸۸ای از صباح رویت روشن شب امیدم
  5. شمارهٔ ۱۸۹من نه آنم که دل آزرده ز بیداد شوم
  6. شمارهٔ ۱۹۰بندگان را به کف از جود تو حکمیست قدیم
  7. شمارهٔ ۱۹۱آخر این روز بشب میرسد این صبح بشام
  8. شمارهٔ ۱۹۲شب عید است بیا تا لب ساغر گیریم
همه‌ی غزلیات ←

نشاط اصفهانی درباره‌ی نشاط اصفهانی

سیّدعبدالوهاب نشاطِ اصفهانی (زادهٔ ۱۱۷۵ هجری قمری در اصفهان- درگذشتهٔ ۱۲۴۴ هجری قمری) ملقب به معتمدالدوله از سیاستمداران، شاعران و هواداران مکتب بازگشت ادبی و از خوشنویسان صاحب نام در خطوط شکسته، نستعلیق و تعلیق سده سیزدهم هجری ایران بوده‌است. از او به‌عنوان نخستین وزیر امور خارجهٔ ایران نیز نام می‌برند. پدربزرگ او عب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.