پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی نشاط اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۹

من که دارای جهان سخنم

بنده ی شاه زمین و زمنم

عقل با من سرو کاریش نبود

عشق داند که چسان مؤتمنم

من بدام تو یکی مرغ اسیر

که ندانی ز کدامین چمنم

من بشهر تو یکی پیک غریب

که نپرسی خبری از وطنم

گر نوازند بجامیم رواست

بطفیل تو درین انجمنم

هر شب از سوز دل افروزم شمع

که مگر دیده برویت فکنم

همه شب با تو نشینم که تویی

باز روز آید و بینم که منم

شعله ای بر سرم افتاده چو شمع

تا بپا سوخت بخواهد بدنم

آنکه بر جان من آتش زد و رفت

گو که باز آی و ببین سوختنم

با نشاط است چه کارم تا هست

غمی و گوشه ی بیت الحزنم

لعل یار آب خضر خاک دری

بلب آمیخت که تا شد سخنم

بی نوا از غم و از دولت شاه

خوش ادا توتی شکر شکنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۱ناله ها بر لب و از ناله اثرها داریم
  2. شمارهٔ ۱۸۲از بس گداختم ز غمت ناتوان شدم
  3. شمارهٔ ۱۸۳نه هشیارم توان گفتن نه مستم
  4. شمارهٔ ۱۸۴ما بندگان نه در خور این پایه بوده‌ایم
  5. شمارهٔ ۱۸۵نه در دل فکر درمانم نه در سر قصد سامانم
  6. شمارهٔ ۱۸۶چند دارد دل از اندوه جهان نا شادم
  7. شمارهٔ ۱۸۷دوشینه بر مراد دل آمد به سر شبم
  8. شمارهٔ ۱۸۸ای از صباح رویت روشن شب امیدم
همه‌ی غزلیات ←

نشاط اصفهانی درباره‌ی نشاط اصفهانی

سیّدعبدالوهاب نشاطِ اصفهانی (زادهٔ ۱۱۷۵ هجری قمری در اصفهان- درگذشتهٔ ۱۲۴۴ هجری قمری) ملقب به معتمدالدوله از سیاستمداران، شاعران و هواداران مکتب بازگشت ادبی و از خوشنویسان صاحب نام در خطوط شکسته، نستعلیق و تعلیق سده سیزدهم هجری ایران بوده‌است. از او به‌عنوان نخستین وزیر امور خارجهٔ ایران نیز نام می‌برند. پدربزرگ او عب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.