پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی نشاط اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۷

وقت است که تن جان شود و جان همه دلدار

ای خون شده دل خانه بپرداز ز اغیار

تا شمع به راهش برم ای سینه برافروز

تا گنج نثارش کنم ای دیده فروبار

هر یک من و زاهد شده خرسند به کاری

تا غیرت داور چه کند عاقبت کار

من پای تو می‌بوسم و او پایه‌ی منبر

من دست به سر می‌زنم او دسته‌ی دستار

رخ منظر غیب است به هر عیب مپوشان

لب مخزن گنج است به هر رنج میازار

چشم از پی نظاره‌ی رویی‌ست، فرو بند

پا از پی سیر سر کویی‌ست، نگهدار

دل خلوت یاریست درین غمکده مپسند

جان از پی کاریست چنین بیهده مگذار

تا چند نشاط این همه بیهوده سرایی

گر مرد رهی،گام بنه، کام به دست آر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۹دل از قید دو عالم رسته خوشتر
  2. شمارهٔ ۱۴۰در چشمهٔ خضر شعلهٔ طور
  3. شمارهٔ ۱۴۱شکرانهٔ بازوان پر زور
  4. شمارهٔ ۱۴۲عقل با عشق کی شود دمساز
  5. شمارهٔ ۱۴۳زلف بر پا فکنده از سر ناز
  6. شمارهٔ ۱۴۴ابر بر طرف گلستان گوهر افشان است باز
  7. شمارهٔ ۱۴۵چون به عکس آری نظر خورشید تابان است و بس
  8. شمارهٔ ۱۴۶نگه مست و چشم هشیارش
همه‌ی غزلیات ←

نشاط اصفهانی درباره‌ی نشاط اصفهانی

سیّدعبدالوهاب نشاطِ اصفهانی (زادهٔ ۱۱۷۵ هجری قمری در اصفهان- درگذشتهٔ ۱۲۴۴ هجری قمری) ملقب به معتمدالدوله از سیاستمداران، شاعران و هواداران مکتب بازگشت ادبی و از خوشنویسان صاحب نام در خطوط شکسته، نستعلیق و تعلیق سده سیزدهم هجری ایران بوده‌است. از او به‌عنوان نخستین وزیر امور خارجهٔ ایران نیز نام می‌برند. پدربزرگ او عب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.