پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی نشاط اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۱

ستم آخر شد و بیداد به بنیاد آمد

نوبت رحمت و فضل و کرم و داد آمد

خجل آن بنده که از بند تو آزادی جست

خرم آن صید که از قید تو آزاد آمد

در وفای تو زهی شکر که سر رفت بخاک

در هوایت چه غم از دست که بر باد آمد

خردسالی که فروغ رخش از نور خداست

چه عجب بر وی اگر خرده بر استاد آمد

عجبی نیست بمشاطه اگر گیرد عیب

آنکه آراسته از حسن خدا داد آمد

پرده افتاد و دگر حاجت مشاطه نماند

شیشه بر سنگ شد و تیشه به بنیاد آمد

آمد از خاک درت سر خوش و سر مست نشاط

دل نیاورد که گویم ز تو دلشاد آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۳ناصح اگر بر آن رخ نیکو نظر کند
  2. شمارهٔ ۱۳۴شدی از قصه ی ما گر ملول افسانه ای دیگر
  3. شمارهٔ ۱۳۵بصید ما نظر افکند شهسوار دگر
  4. شمارهٔ ۱۳۶باز صبح است ای ندیم آن راح ریحانی بیار
  5. شمارهٔ ۱۳۷وقت است که تن جان شود و جان همه دلدار
  6. شمارهٔ ۱۳۸طفلی پی دیوانه زهر خانه درین شهر
  7. شمارهٔ ۱۳۹دل از قید دو عالم رسته خوشتر
  8. شمارهٔ ۱۴۰در چشمهٔ خضر شعلهٔ طور
همه‌ی غزلیات ←

نشاط اصفهانی درباره‌ی نشاط اصفهانی

سیّدعبدالوهاب نشاطِ اصفهانی (زادهٔ ۱۱۷۵ هجری قمری در اصفهان- درگذشتهٔ ۱۲۴۴ هجری قمری) ملقب به معتمدالدوله از سیاستمداران، شاعران و هواداران مکتب بازگشت ادبی و از خوشنویسان صاحب نام در خطوط شکسته، نستعلیق و تعلیق سده سیزدهم هجری ایران بوده‌است. از او به‌عنوان نخستین وزیر امور خارجهٔ ایران نیز نام می‌برند. پدربزرگ او عب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.