پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی

نشاط اصفهانی

غزلیات

۲۸۴ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ ناله ها بر لب و از ناله اثرها داریم
  2. شمارهٔ ۱۸۲ از بس گداختم ز غمت ناتوان شدم
  3. شمارهٔ ۱۸۳ نه هشیارم توان گفتن نه مستم
  4. شمارهٔ ۱۸۴ ما بندگان نه در خور این پایه بوده‌ایم
  5. شمارهٔ ۱۸۵ نه در دل فکر درمانم نه در سر قصد سامانم
  6. شمارهٔ ۱۸۶ چند دارد دل از اندوه جهان نا شادم
  7. شمارهٔ ۱۸۷ دوشینه بر مراد دل آمد به سر شبم
  8. شمارهٔ ۱۸۸ ای از صباح رویت روشن شب امیدم
  9. شمارهٔ ۱۸۹ من نه آنم که دل آزرده ز بیداد شوم
  10. شمارهٔ ۱۹۰ بندگان را به کف از جود تو حکمیست قدیم
  11. شمارهٔ ۱۹۱ آخر این روز بشب میرسد این صبح بشام
  12. شمارهٔ ۱۹۲ شب عید است بیا تا لب ساغر گیریم
  13. شمارهٔ ۱۹۳ من بدین ساعد سیمین که تو داری دانم
  14. شمارهٔ ۱۹۴ به یاد نیست جز اینم که من به یاد تو باشم
  15. شمارهٔ ۱۹۵ روزی که نبینند نشانی بجهانم
  16. شمارهٔ ۱۹۶ تا چه گفتند که خاموش شدیم
  17. شمارهٔ ۱۹۷ از جان گذشته‌ایم و به جانان رسیده‌ایم
  18. شمارهٔ ۱۹۸ منم کاکنون به عالم غم ندارم
  19. شمارهٔ ۱۹۹ طلعت دوست عیان میخواهم
  20. شمارهٔ ۲۰۰ بر چشمه ی نوش لبش افتاد چو راهم
  21. شمارهٔ ۲۰۱ ز آتش عشق نخستین قسم
  22. شمارهٔ ۲۰۲ غم عالم نبرد ره به دلم
  23. شمارهٔ ۲۰۳ زبان بر بند ای ناصح زپندم
  24. شمارهٔ ۲۰۴ اگر ره است و اگر بیره از قفای تو باشم
  25. شمارهٔ ۲۰۵ بر آن سرم که به پیمانه دست بگشایم
  26. شمارهٔ ۲۰۶ بی تو میل گل و گلشن نکنم
  27. شمارهٔ ۲۰۷ چه غم ار نه برگ و باری و نه زاد راه دارم
  28. شمارهٔ ۲۰۸ همین نه بنده ی حکم و مطیع فرمانم
  29. شمارهٔ ۲۰۹ هوسی کرده‌ام امروز که دیوانه شوم
  30. شمارهٔ ۲۱۰ گفتم از میکده یک چند سوی خانه شوم
  31. شمارهٔ ۲۱۱ زتست پای گریزم ز تست دست ستیزم
  32. شمارهٔ ۲۱۲ آمدم تا رسم تو در عاشقی پیدا کنم
  33. شمارهٔ ۲۱۳ در دست نفس سرکش مقهور و مضطریم
  34. شمارهٔ ۲۱۴ تمام عیبم و از عیب خویش بی خبرم
  35. شمارهٔ ۲۱۵ تا در پناه درگه خاقان اکبریم
  36. شمارهٔ ۲۱۶ دهر خرم از چه از عید کیان
  37. شمارهٔ ۲۱۷ گفتم که فاش می‌کند از پرده راز من
  38. شمارهٔ ۲۱۸ گویند جان خواهد ز من این جان و این جانان من
  39. شمارهٔ ۲۱۹ خرم آنان کافرید از نور خود یزدانشان
  40. شمارهٔ ۲۲۰ چند گویی که سرانجام چو خواهد بودن
  41. شمارهٔ ۲۲۱ صبح باز آمد و شب گشت نهان
  42. شمارهٔ ۲۲۲ صبح عید و دهر خرم از بهار است اینچنین
  43. شمارهٔ ۲۲۳ ماه بزم افروزم امشب بی نقاب است آنچنان
  44. شمارهٔ ۲۲۴ دگرانند بهر سو نگران
  45. شمارهٔ ۲۲۵ لله الحمد نمردیم و بدیدیم چنین
  46. شمارهٔ ۲۲۶ گر نمیخواهی غمینم ساختن،شادم مکن
  47. شمارهٔ ۲۲۷ دل بدست آرو هر چه خواهی کن
  48. شمارهٔ ۲۲۸ خِیرِ مَقدَم عشق آمد باز و غم رفت از میان
  49. شمارهٔ ۲۲۹ شب آمد و دل باز نیامد ز در او
  50. شمارهٔ ۲۳۰ او میرود ز پیش و من اندر قفای او
  51. شمارهٔ ۲۳۱ شاها هلال ماه نو از آفتاب خواه
  52. شمارهٔ ۲۳۲ دوش آمد به برم میْ‌زده خواب‌آلوده
  53. شمارهٔ ۲۳۳ توانایی چه جویی، خستگی به
  54. شمارهٔ ۲۳۴ بهار و عید مبارک به بخت شاهنشاه
  55. شمارهٔ ۲۳۵ دیدیم کرانه تا کرانه
  56. شمارهٔ ۲۳۶ ساقیا برخیز کز پیمانه ای
  57. شمارهٔ ۲۳۷ بیا بصاحب ما بین که تاعیان نگری
  58. شمارهٔ ۲۳۸ دارد شب نومیدی ما صبح امیدی
  59. شمارهٔ ۲۳۹ ز ما گمگشتگان پرسید از آن کوی
  60. شمارهٔ ۲۴۰ هوسی میبردم سوی کسی

متن اشعار به نقل از گنجور.