پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی نشاط اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۲

آمدم تا رسم تو در عاشقی پیدا کنم

عشق را فرزانه سازم عقل را شیدا کنم

عشق را زیبق بگوش و عقل را نشتر بچشم

تا چه زاید این اصم را جفت آن اعما کنم

زحمت ساقی، که عمرش بادباقی، تا بکی

رخصتی خواهم که تالب بر لب دریا کنم

عشق را از دیده سوی دل برم از دل بجان

باده را از لب بجام از جام در مینا کنم

من زبان بربسته ام، تو گوش بر بند ای ندیم

تا زبان بیزبانی را مگر گویا کنم

عقل میگوید که لامعبود الاالله و من

لای مطلق فانی اندر مطلق الا کنم

تا چو امروزم نباشد بر فوات دی دریغ

لاجرم امروز باید چاره ی فردا کنم

آتش دل آب چشم آورده ام با خود که من

سنگ این آیینه سازم خار آن خرما کنم

پاس نام دوست دارم ورنه من در عاشقی

نام نیک آنگه کنم حاصل که خود رسوا کنم

گر شوم از خویش پنهان او عیان گردد نشاط

آنچه را گم کرده ام چون گم شود پیدا کنم

ملک دل را با صفای نیستی آراستم

تا دعای هستی دارای ملک آرا کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۴تمام عیبم و از عیب خویش بی خبرم
  2. شمارهٔ ۲۱۵تا در پناه درگه خاقان اکبریم
  3. شمارهٔ ۲۱۶دهر خرم از چه از عید کیان
  4. شمارهٔ ۲۱۷گفتم که فاش می‌کند از پرده راز من
  5. شمارهٔ ۲۱۸گویند جان خواهد ز من این جان و این جانان من
  6. شمارهٔ ۲۱۹خرم آنان کافرید از نور خود یزدانشان
  7. شمارهٔ ۲۲۰چند گویی که سرانجام چو خواهد بودن
  8. شمارهٔ ۲۲۱صبح باز آمد و شب گشت نهان
همه‌ی غزلیات ←

نشاط اصفهانی درباره‌ی نشاط اصفهانی

سیّدعبدالوهاب نشاطِ اصفهانی (زادهٔ ۱۱۷۵ هجری قمری در اصفهان- درگذشتهٔ ۱۲۴۴ هجری قمری) ملقب به معتمدالدوله از سیاستمداران، شاعران و هواداران مکتب بازگشت ادبی و از خوشنویسان صاحب نام در خطوط شکسته، نستعلیق و تعلیق سده سیزدهم هجری ایران بوده‌است. از او به‌عنوان نخستین وزیر امور خارجهٔ ایران نیز نام می‌برند. پدربزرگ او عب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.