پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی نشاط اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۶

لبم از آتش دل میزند جوش

بگوشم باز میگویند خاموش

زیادت رفته باشم من عجب نیست

که من از یاد خود گشتم فراموش

ندیدم با تو هرگز خویشتن را

که هر گه آمدی من رفتم از هوش

بیا در دست اگر تیغ است اگر جام

بده در جام اگر زهر است اگر نوش

زرویش منع میگویند و عشقش

حجاب چشم ما را بست بر گوش

شب وصلش میان صبح تا شام

بود چندان که زلفش از بنا گوش

خردمندان نصیحت میکنندم

ز عشق آواز می آید که منیوش

قدم از هر چه جز سویش فروبند

نظر از هر چه جز رویش فرو پوش

نثار دوست جان بهتر که در تن

براه دوست سر خوشتر که بر دوش

بخر کاینک بهیچم میفروشند

بعالم گر خرندم لیک مفروش

سخن زاندازه بیرون میبرد باز

نشاط امشب دگر مست است و مدهوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۸زبان به عرض نیازی مگر گشودم دوش
  2. شمارهٔ ۱۵۹افکنده سبزه بر کنف بوستان بساط
  3. شمارهٔ ۱۶۰آگه از زخمم نگشتی ای شکار افکن دریغ
  4. شمارهٔ ۱۶۱خدا بر لب ولی دل در هوا غرق
  5. شمارهٔ ۱۶۲بگیر دست دل و سر بر آور از افلاک
  6. شمارهٔ ۱۶۳بی عشق کس به دوست نیابد ره وصول
  7. شمارهٔ ۱۶۴روشن از طلعت خورشید شود خانه ی گل
  8. شمارهٔ ۱۶۵این خیال خودپرستانند غافل کان جمال
همه‌ی غزلیات ←

نشاط اصفهانی درباره‌ی نشاط اصفهانی

سیّدعبدالوهاب نشاطِ اصفهانی (زادهٔ ۱۱۷۵ هجری قمری در اصفهان- درگذشتهٔ ۱۲۴۴ هجری قمری) ملقب به معتمدالدوله از سیاستمداران، شاعران و هواداران مکتب بازگشت ادبی و از خوشنویسان صاحب نام در خطوط شکسته، نستعلیق و تعلیق سده سیزدهم هجری ایران بوده‌است. از او به‌عنوان نخستین وزیر امور خارجهٔ ایران نیز نام می‌برند. پدربزرگ او عب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.