پرش به محتوای اصلی
نشاط اصفهانی نشاط اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۱

عجب نبود بگلشن جا اگر فصل خزان دارم

کنون نه رشک بر گلچین، نه باک از باغبان دارم

ز پی شادی و غم دارد غم و شادی چرا خود را

ز غم غمگین نمایم یا ز شادی شادمان دارم

حدیث عشق من افسانه شد در شهر و میباید

ز شرم عاشقی پیش تو درد دل نهان دارم

چه باکم از گرفتاری که صیادم درین گلشن

قفس بر شاخی آویزد که در وی آشیان دارم

ندارم غیر بادی در کف و خاری بپا باری

باین خوش کرده ام خاطر که جادر گلستان دارم

غم جان جهانم فارغ از جان و جهان دارد

تو پنداری که من اندیشه ی جان یا جهان دارم

نشاط از بیم دشمن تا بکی گیری کنار از ما

که باشد کو نداند با تو رازی در میان دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۳سلطان ملک فقرم و عشق است لشکرم
  2. شمارهٔ ۱۷۴هر چه جویند ز ما در طلب آن باشیم
  3. شمارهٔ ۱۷۵نوید لطف همی میرسد نهفته بگوشم
  4. شمارهٔ ۱۷۶جز رنج خمار ابدی نشئه ندیدیم
  5. شمارهٔ ۱۷۷بازو مساز رنجه که ما خود فتاده‌ایم
  6. شمارهٔ ۱۷۸جان چو میرفت چرا زیست تنم
  7. شمارهٔ ۱۷۹من که دارای جهان سخنم
  8. شمارهٔ ۱۸۰پیر میخانه کند بر رخ اگر در بازم
همه‌ی غزلیات ←

نشاط اصفهانی درباره‌ی نشاط اصفهانی

سیّدعبدالوهاب نشاطِ اصفهانی (زادهٔ ۱۱۷۵ هجری قمری در اصفهان- درگذشتهٔ ۱۲۴۴ هجری قمری) ملقب به معتمدالدوله از سیاستمداران، شاعران و هواداران مکتب بازگشت ادبی و از خوشنویسان صاحب نام در خطوط شکسته، نستعلیق و تعلیق سده سیزدهم هجری ایران بوده‌است. از او به‌عنوان نخستین وزیر امور خارجهٔ ایران نیز نام می‌برند. پدربزرگ او عب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.