پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۰

مرا دشوار می‌آید که با رویت به آسانی

مقابل گردد آئینه به روی سخت و پیشانی

قدح را از لب تو در دهان سریست پوشیده

کمر را با قد تو در میان رازیست پنهانی

چو عود خام دود من نگیرد دامنت هرگز

به روی آتشم چون زلف مشکین گر بپبچانی

مرا سر بر خط حکمت روی از غیر پیچیده

اگر چون خامه میرانی وگر چون نامه می‌خوانی

اگر این است در صورت به معنی خوشتر از اینی

اگر آن است در معنی به صورت بهتر از آنی

گر از من زلتی آمد به عذری دار معذورم

اگر من قدر اقبالت نمی‌دانم تو می‌دانی

مرا با دود خود بگذار و بگذر ای طبیب من

که در تدبیر درمانم همی‌ترسم که در مانی

چو تو سرچشمهٔ معنی شدی در عاشقی ناصر

سخن با او تر و تازه چو آب از دیده میرانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۲ای یاد تو غایب ز زبان و دل ما نی
  2. شمارهٔ ۶۲۳از روز ناتوانی اندیش تا توانی
  3. شمارهٔ ۶۲۴هر چند می‌شکافی تو موی در معانی
  4. شمارهٔ ۶۲۵پیک صبا اگر چه رنجور و ناتوانی
  5. شمارهٔ ۶۲۶ای ماه اگر به روزن او سر فروکنی
  6. شمارهٔ ۶۲۷تا چند در ابرو گره هر سو نگاهی می‌کنی
  7. شمارهٔ ۶۲۸من نکنم دیده باز تا ننمائی تو روی
  8. شمارهٔ ۶۲۹از حیای عارض تو گل برآمد سرخ روی
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.