پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۳

نسخهٔ سنبل تو پیش گل آورد نسیم

گل به شکرانهٔ او خردهٔ زر داد به سیم

چشم بیمار تو را باد صبا با نرگس

نسبتی کرد و به جائی نرسد فکر سقیم

گل که با سرو چمن داشت قدیمی صحبت

داد بر باد هوا صحبت یاران قدیم

ریخت بر دامن کوه از صدف بحر گهر

دایهٔ ابر ندارد غم دُرهای یتیم

در دل غنچه اثر کرد دم باد صبا

دل این داشت سلامت، دل آن بود سلیم

روز و شب گوش نهد دل به زبان سوسن

سخن واعظ آزاده مفید است عظیم

نوش کن بادهٔ گلرنگ که هنگام گل است

لاله ساقی شد و گلبانگ هزار است ندیم

حالیا باغ بهشت است چه غم از دوزخ

باشد امید به هر حال نکوتر از بیم

ناز دلبر بود و نعمت می ناصر را

خوشتر از روضهٔ رضوان به همه ناز و نعیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۵تا کی از این لا و لا، پیش تو الّا شویم
  2. شمارهٔ ۵۰۶آن به که غم دل به حضور تو بگویم
  3. شمارهٔ ۵۰۷ای چین زلفت شام غریبان
  4. شمارهٔ ۵۰۸چون همنشین ماه نگردم بر آسمان
  5. شمارهٔ ۵۰۹من همچو گل در خنده‌ام، گو یار در خونم نشان
  6. شمارهٔ ۵۱۰یار همان، عهد همان، دل همان
  7. شمارهٔ ۵۱۱کام دل هر گه که خواهم زان دهان
  8. شمارهٔ ۵۱۲لبت در نقطهٔ موهوم چون می در شکر پنهان
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.