پرش به محتوای اصلی
ناصر بخارایی ناصر بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۷

ای چین زلفت شام غریبان

قربت به غربت به بر قریبان

در خنده غنچه دلشاد و خرم

شد با چنارش دست و گریبان

پرداختم دل از کار دشمن

در باختم جان بهر حبیبان

بر خوان خاصان غوغای عام است

خاص‌الخواصند از بی نصیبان

دانی چرا سربسته است غنچه

دارد صداعی از عندلیبان

شیرینی لب از جان من پرس

رنجور داند قدر طبیبان

شهدت شفا داد با جان ناصر

زلفت سیه کرد روی رقیبان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۹من همچو گل در خنده‌ام، گو یار در خونم نشان
  2. شمارهٔ ۵۱۰یار همان، عهد همان، دل همان
  3. شمارهٔ ۵۱۱کام دل هر گه که خواهم زان دهان
  4. شمارهٔ ۵۱۲لبت در نقطهٔ موهوم چون می در شکر پنهان
  5. شمارهٔ ۵۱۳کام ناکامی روا کن از دهان خویشتن
  6. شمارهٔ ۵۱۴گر تو نکرده‌ای جدا، دل ز تعلقات تن
  7. شمارهٔ ۵۱۵حالیا خواهم فشاند از دامن جان گرد تن
  8. شمارهٔ ۵۱۶خواهم چو صبا گرد سر کوی تو گشتن
همه‌ی غزلیات ←

ناصر بخارایی درباره‌ی ناصر بخارایی

ناصر بخارایی (بخارائی، بخاری) زادهٔ ۷۱۵ قمری و درگذشته به ۷۹۰ قمری (سال تولد و وفاتش تخمین دکتر مهدی درخشان است) شاعر سدهٔ هشتم هجری و معاصر سلمان ساوجی و حافظ است. وی پس از پایان تحصیلات گویا شغلی در دستگاه قضای وقت بخارا داشته است. ولی همه را رها می‌کند و از بخارا خارج می‌شود. نخست به سمرقند می‌رود پس از اندک زمانی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.