پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۲

دیده چرخ به ظالم نگران خواهد بود

تیر را گوشه ابرو ز کمان خواهد بود

قسمت بیهوده گو در همه جا روزردیست

از سفر سود جرس آه و فغان خواهد بود

مال غارت زده از حاکم ده باید جست

گرگ را نیست گنه جرم شبان خواهد بود

ساغر و شیشه ز مهمانی خم سیر شدند

خانه اهل کرم از دگران خواهد بود

سفله از حرص دم مرگ پشیمان گردد

باغبان را کف افسوس خزان خواهد بود

ظاهر و باطن عشاق چو گل یکرنگ است

هر چه باشد به دل ما به زبان خواهد شد

قصر دولت که به او خلق بنایی دارند

چون حبابیست که بر آب روان خواهد بود

روز محشر که ز هر گوشه علم جلوه دهند

خاکساران تو را نام و نشان خواهد بود

سبزه پشت لبت جوهر مغز جگر است

ریشه سنبل زلفت رگ جان خواهد بود

هر که چون غنچه گل کیسه پر زر دارد

تکمه تاج سر اهل جهان خواهد بود

منزل اول او گوشه کوثر گردد

هر که را چشم به آن کنج دهان خواهد بود

خامه حرفی ز خطش گفت بریدند سرش

بی ادب کشته شمشیر زبان خواهد بود

رشته تا گشت مرصع ز گهر دانستم

چرخ در تربیت بی هنران خواهد بود

نشوند اهل طمع دور ز اطراف تنور

به امیدی که درو صورت نان خواهد بود

سیدا دهر به نوکیسه نکو پردازد

میل پیران ز مریدان به جوان خواهد بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۴چشم شوخش در گلستان آمد و خنجر کشید
  2. شمارهٔ ۱۹۵آمد خزان و سیر چمن آرزو نماند
  3. شمارهٔ ۱۹۶سبزه خط آب از رخسار جانان می خورد
  4. شمارهٔ ۱۹۷دماغ آشفتنی از بزم اهل جود می آید
  5. شمارهٔ ۱۹۸روزی که یار مست برون از چمن شود
  6. شمارهٔ ۱۹۹ز رشکِ کلبهٔ من کعبه و بتخانه می‌سوزد
  7. شمارهٔ ۲۰۰دوستان چون شمع امشب جای در مجلس کنید
  8. شمارهٔ ۲۰۱رفتند اهل جود در ایام کس نماند
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.