پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۴

پرسید کسی که ره کدامست

گفتم کاین راه تَرک کامست

ای عاشق شاه دان که راهت

در جست رضای آن همامست

چون کام و مراد دوست جویی

پس جست مراد خود حرامست

شد جملهٔ روح، عشق محبوب

کاین عشق صوامع کرامست

کم از سر کوه نیست عشقش

ما را سر کوه این تمامست

غاری که در اوست یار عشقست

جان را ز جمال او نظامست

هر چت که صفا دهد صوابست

تعیین بنمی‌کنم کدامست

خامش کن و پیر عشق را باش

کاندر دو جهان تو را امامست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۶امروز جنون نو رسیده‌ست
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۷آن را که در آخرش خری هست
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۸ای گشته ز شاه عشق شهمات
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۹ای کرده میان سینه غارت
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۰آن خواجه اگر چه تیزگوش است
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۱آن ره که بیامدم کدامست
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۲ای از کرم تو کار ما راست
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۳هین که گردن سست‌کردی‌، کو کبابت‌؟ کو شرابت‌؟
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.