پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۸

ای گشته ز شاه عشق شهمات

در خشم مباش و در مکافات

در باغ فنا درآ و بنگر

در جان بقای خویش جنات

چون پیشترک روی تو از خود

بینی ز ورای این سماوات

سلطان حقایق و معانی

وز نور قدیم چتر و رایات

چون گشت عیان مجو کرامت

کز بهر نشان بود کرامات

تا ساحل بحر سیل پیداست

چون غرقه شود کجاست هیهات

ما مات تویم شمس تبریز

صد خدمت و صد سلام از مات

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۰آن خواجه اگر چه تیزگوش است
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۱آن ره که بیامدم کدامست
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۲ای از کرم تو کار ما راست
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۳هین که گردن سست‌کردی‌، کو کبابت‌؟ کو شرابت‌؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۴عاشقان را گرچه در باطن جهانی دیگرست
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۵خلق‌های خوب تو پیشت دود بعد از وفات
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۶چون نداری تابِ دانش، چشم بگشا در صفات
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۷خاک آن کس شو که آب زندگانش روشنست
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.